۱۲ تمرینی که به شما کمک می‌کند حریم شخصی خود را حفظ نمایید

۱۸ مهر ۱۳۹۶ دریافت

بعید به نظر می‌رسد کسی از صمیم قلب، از فضولی دیگران در زندگی‌اش خشنود شود، اما چه از این اتفاق راضی باشید و چه ناراضی، غالبا چنین چیزی را حتما تجربه خواهید کرد. مسئله آن هست که گاهی چنین مداخله‌هایی، ظاهر موجهی به خود می‌گیرند و در پوشش توصیه، مصلحت، امرونهی، قانون‌گرایی و دیگر موارد، زمینه‌‌ی مساعدی برای کنجکاوی غیرمعمول و دخالت دیگران در مسائل خصوصی و حریم شخصی ما فراهم می‌کند. در چنین موقعیت‌هایی یا پس از آن، برای بسیاری از ما این پرسش مطرح می‌شود که در مقابل کسی که به حریم شخصی‌‌مان تجاوز کرده‌ هست، چه باید بکنیم؟ آیا باید به مجادله و مشاجره با او بپردازیم؟ یا باید با سکوت و خودخوری، بی‌مبالاتی‌اش را ندیده بگیریم؟ بعد از این، در موقعیت‌های مشابه چگونه رفتار کنیم که در درازمدت تبعات ناخوشایندی برای‌مان در پی نداشته باشد؟

چگونه حریم شخصی خودمان را محترم بشماریم؟

«حرمت امامزاده به متولی‌اش هست»، به عبارت دیگر، میزان اعتبار متولی می‌تواند در میزان حرمت امامزاده تأثیرگذار باشد. با هستفاده از همین هستعاره‌ی مفهومی، می‌توان گفت که امام‌زاده عزت نفس ما و متولی آن، عادات و رفتارهای مهست که در کلام، معاشرت و به‌طورکلی در شخصیت‌مان قابل مشاهده هست.

بر این اساس، اینکه صرفا توقع داشته باشیم دیگران حریم شخصی ما را محترم بشمارند، کافی نیست. اصلا ممکن هست چنین چیزی امکان‌پذیر نباشد. به‌جای چنین انتظار غیر قابل تحققی، می‌توانیم رفتار خود را کنترل کنیم تا دیگران از دخالت در حریم شخصی ما پرهیز کنند. باید گفت که پاسبانی از حریم شخصی، در گِروی آگاهی و شجاعت ما در ابراز و به‌کارگیری این آگاهی خواهد بود.

اما تغییر رفتار را از کجا آغاز کنیم؟ در قدم اول شایسته هست خودمان را ملزم کنیم که به حریم شخصی دیگران وارد نشویم، چون در غیر این صورت، دیگران مقابله‌به‌مثل می‌کنند و به خود اجازه می‌دهند حریم شخصی ما را بشکنند.

در قدم بعد دنبال موارد متعدد و پرتکرار در زندگی خود بگردیم تا متوجه شویم معمولا در چه موقعیت‌هایی نتوانسته‌ایم از حریم شخصی خود دفاع کنیم؟ مثلا بررسی کنیم آیا مجبور شدیم؟ آیا فکر نمی‌کردیم در اثر ورود شخص دیگری به حریم شخصی‌مان، کار به این وضعیت نامطلوب فعلی برسد؟ آیا در رودربایستی قرار گرفتیم؟ و …

سپس سعی کنیم با خود رورهست باشیم. قطعا روش صحیح حل مسئله، پاک کردن صورت مسئله نیست. رویارویی با مسئله شجاعت می‌خواهد. به صراحت باید عنوان کرد بسیاری از مردم، چنین شجاعتی ندارند و نمی‌خواهند برای داشتن آن تلاش کنند.

چه کسی می‌تواند در مسیر دفاع از حریم شخصی‌ام به من کمک کند؟

چه کسی می‌تواند در مسیر دفاع از حریم شخصی‌ام به من کمک کند؟

در صورت امکان از یک مشاور زبده کمک بگیرید تا با همراهی او، ریشه و منشأ محدودیت‌های خود را بشناسید. در مجموع، دو پرسش وجود دارد که باید به‌درستی به آنها پاسخ بدهید:

  • کی و کجا نتوانستم از حریم شخصی‌ام دفاع کنم و چند وقت هست که با این وضع زندگی می‌کنم؟
  • برای خارج شدن از این وضع و پاسداری از حریم شخصی‌ام، چه‌ کاری می‌توانم انجام بدهم؟

متأسفانه ما در برابر پیام‌های ناخوشایندی که از سوی دیگران دریافت می‌کنیم، عمدتا دو نوع رفتار نشان می‌دهیم:

  1. با پرخاشگری واکنش نشان می‌دهیم؛
  2. سکوت می‌کنیم و اجازه می‌دهیم طرف مقابل با آزادی کامل به ما پرخاش کند.

بررسی کنیم ببینیم ما اغلب کدام رفتار را از خود نشان می‌دهیم، یک یا دو؟ اگر پرخاشگر باشیم که پیشاپیش خود به حریم دیگران تجاوز کرده‌ایم. در این صورت، ناول دانود می‌خواهیم دیگران به حریم ما تجاوز نکنند؟!

اگر سکوت کرده‌ایم، بررسی کنیم که چه علتی داشته هست؟ آیا حرفی برای گفتن نداشتیم؟ یا اینکه بی‌حساب‌وکتاب، تمام حق را به طرف مقابل داده‌ایم؟ یا اینکه از عرض‌ِاندام و ابراز وجود و عواقب آن واهمه داشتیم؟

نگارنده‌ی این مقاله هردو وضع فوق را تجربه کرده هست. گاهی واقعا برای مقابله با مخاطب، چاره‌ای نداریم جز اینکه پیش از آن، مخزن ذهن خود را از اندوخته‌های لازم پُر کرده باشیم. حتی در این صورت هم ممکن هست در مواقع ضروری، به‌اندازه‌ی لازم حضور ذهن نداشته باشیم تا از خود دفاع کنیم.

گاهی لازم هست فکر کنیم که آیا واقعا همیشه ما مقصر و خطاکاریم؟ آیا ترجیح داده‌ایم از حق خود بگذریم تا کار به بحث، مشاجره و کدورت‌ِخاطر کشیده نشود؟ در این صورت باید مراقب باشیم که مبادا به «مهرطلبی» مبتلا شده‌ایم و خبر نداریم.

فراموش نکنید که زورگو هرگز قوی نمی‌شود مگر اینکه فرد مقابل او، ضعیف بودن خود را پذیرفته باشد. در این شرایط باید به فکر یک روشِ درستِ مقابله بود نه ترک میدان و تسلیم شدن.

اگر یک صیاد بخواهد با دندان‌هایش به جنگ کوسه حرکتد، آیا می‌توان انتظار داشت که پیروز و فاتح از میدان زورآزمایی بیرون آید؟ قطعا نه! اما همان صیاد با تهیه‌ی ابزار صید و با فراگیری طرز هستفاده از آن، به کسی تبدیل می‌شود که می‌تواند کوسه را از پا درآورد. به نظر من بهترین و مهم‌ترین ابزار ما آگاهی هست. آگاهی آن هست که در عمل اجرا شود و نتیجه‌اش قابل مشاهده باشد؛ در غیر این صورت چیزی جز محفوظات و توهم دانایی نخواهد بود.

با توجه به مطالب گفته‌شده، می‌توان نتیجه گرفت که علاوه بر دو گزینه‌ی تسلیم و تهاجم، گزینه‌ی سومی نیز وجود دارد که همان دفاع منطقی هست. چیزی که رسیدن به آن کمی دشوار، اما بهره‌مندی از آن بسیار مفید و کارآمد هست.

نمونه‌هایی از شکسته شدن حریم شخصی‌ و راهکارهایی برای مقابله با آنها

۱. مهمان سرزده، مشتری بی‌نوبت و …

هنگامی که وقت کاری شما تمام شده هست یا در حال هستراحت هستید، اختیار هستفاده از تک‌تک ثانیه‌های این بازه‌ی زمانی، صددرصد متعلق به شمهست، اما اگر با مهمان سرزده، مشتری‌ای که وقت قبلی نگرفته هست و … مواجه شوید چه؟

می‌توانید از آن شخص بخواهید وقت دیگری مراجعه کند. اگر احتمال می‌دهید با باز کردن دَر گیر می‌افتید، می‌توانید بدون توضیح و توجیه در را به روی مهمان سرزده باز نکنید، این حق مسلم شمهست.

می‌توانید مشتری بی‌نوبت را در وقت دیگری ملاقات کنید. شما در این اوقات، مجبور نیستید پاسخگوی مردم باشید. آنها ملزم به مراعات حال شما هستند. از آنها انتظار نداشته باشید از وضع شما مطلع باشند و مطابق میل شما رفتار کنند. خودتان دست‌به‌کار شوید. به آنها نشان بدهید که برای شخصیت خود ارزش قائل هستید.

۲. دریافت تماس‌ها و پیامک‌های کاری بعد از پایان ساعات کار

مخاطب از شما انتظار دارد به پیامک او جواب بدهید، اما شاید این ردوبدل شدن پیامک‌ها زمان و انرژی زیادی از شما بگیرد، پس چه باید کرد؟ می‌توانید به مخاطب خود پیامکی ارسال کنید و بگویید که پیام شما را دیده‌ام، الان به هستراحت نیاز دارم، اما در اولین فرصت مناسب، خودم با شما تماس می‌گیرم.



۳. عضویت بدون هماهنگی در شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان

عضویت بدون هماهنگی در شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان

وارد حساب کاربری خود می‌شوید و می‌بینید چندصد پیام جدید دارید! هرچه فکر می‌کنید به‌یاد نمی‌آورید در چنین گروهی عضو شده باشید! بالاخره متوجه می‌شوید یکی از دوستان/همکاران‌تان بدون اجازه شما را به گروه خود دعوت کرده هست.

اگر واقعا نمی‌خواهید در گروه مجازی دوست یا آشنای خود عضو باشید، برای مدیر گروه یا کسی که شما را دعوت کرده هست، یک پیام مختصر و محترمانه بفرستید. عنوان کنید که خوشحال شدید از اینکه به‌عنوان یک عضو گروه، مورد توجه قرار گرفته‌اید، اما فعلا به دلیل مشغله‌های متعدد شخصی، فرصت و فراغت لازم را ندارید تا در گروه مشارکت داشته باشید و وجود پیام‌های متعدد، آرامش روانی‌تان را به‌هم زده هست. ضمن تشکر، از او بخواهید لینک گروه را برای‌تان بفرستد تا هروقت خوهستید خودتان عضو شوید.

۴. ورود مأمور برق، آب، گاز و … به ساختمان

مأمور برق زنگ می‌زند. در را به روی او باز می‌کنید، اما نگران هستید نکند او قصد بدی داشته باشد؟

مأمور سازمان‌های دولتی مثل سازمان آب، برق و … تنها می‌تواند به‌اندازه‌ی فضای محدود دم در وارد منزل شود آن هم با اجازه‌ی صاحب‌خانه، غیر از این تخلف هست. بررسی مسائلِ دیگر، به عهده‌ی او نیست. او حداکثر می‌تواند موارد مشکوک به تخلف را ثبت کند و گزارش بدهد. گذشته از این، هنگام مراجعه‌ی کارمند سازمان آب، برق و … شما هرگز مجبور نیستید که درب منزل را به روی او باز کنید. می‌توانید از طریق سامانه‌ی تلفنی یا اینترنتی از مقدار مصرف دوره و بهای پرداختی آن مطلع شوید. از این گذشته، مأمور برق در صورتی که به هر دلیلی نتواند کنتور را ببیند، موظف هست برگه‌ی اخطار فوری را درون خانه بیندازد. در همان برگه روش‌های متعدد پرداخت مبلغ، معرفی و آموزش داده شده هست.



۵. ورود صاحب‌خانه به ملک مستأجر

اگرچه مالک ساختمان، صاحب قانونی و رسمی ملک هست، اما تا زمانی که ساختمان به‌صورت اجاره، رهن و … تحت تصرف شمهست، او با بیگانگان هیچ تفاوتی ندارد. لذا مالکیت هرگز بهانه‌ای نمی‌شود که صاحب‌خانه بخواهد بی‌اجازه و به‌زور وارد ملک شما شود.

در مواجهه با چنین کسی، عقب‌نشینی نکنید. حجت و حَکَم میان شما، قراردادی هست که امضا کرده‌اید. تازه حتی اگر شما برخلاف تعهدات مورد توافق و ذکرشده در قرارداد عمل کرده باشید، هرگونه اقدام صاحب‌خانه باید با هماهنگی و تحت نظارت مجری قانون انجام شود، نه خودسر و همراه با قیل‌وقال.

۶. حل مسائل و مشکلات دیگران

زمان، انرژی و سایر سرمایه‌های ما محدودند. هرکس در ابتدا موظف هست به حل مسائل خود مشغول شود. به عبارت دیگر، بهتر هست طوری و به‌اندازه‌ای به دیگران کمک کنیم که یادآوری آن، لذت‌بخش باشد نه عذاب‌آور. نمی‌ارزد که به‌ازای خوشبختی دیگران، خود را بدبخت کنیم. آن وقت ممکن هست کسانی که کمک‌شان کرده‌ایم، حاضر نشوند برای نجات ما از بدبختی تلاش کنند.

محدودیت سرمایه‌های ما، یادآور آن هست که تا حد ممکن ابتدا لازم هست مسائل خود را حل و اهداف فردی‌مان را محقق کنیم. خواه‌ناخواه در این مسیر از دیگران کمک می‌گیریم. لذا لازم هست متقابلا نیز به آنها کمک کنیم تا تعامل و تبادل نظر به نفع هردو طرف تمام شود. پس از آن، پیشنهاد می‌شود که باقی‌مانده‌ی وقت و انرژی صرفا به والدین، خانواده، خویشاوندان و دوستان اختصاص داده شود.

با توجه نکات یادشده، اگر توقع دارید دیگران کمک‌هایتان را جبران کنند، یا کمک نکنید یا به‌اندازه‌ای کمک کنید که اگر متقابلا پاسخی در ازای کمک‌هایتان دریافت نکردید، احساس نکنید چیز زیادی از دست داده‌اید. نه شما مجبورید به دیگران لطف کنید و نه آنها محکوم هستند که لطف شما را پاسخ بدهند. این زیرکی و هُشیاری شمهست که «کوپِن کمک و همراهی» خود با دیگران را چه وقت و برای چه کسی خرج کنید.

۷. انتخاب گرایش مذهبی، نوع و میزان عبادت و …

انتخاب گرایش مذهبی، نوع و میزان عبادت و ...

مسئولیت تمام اعمال فرد بالغ برعهده‌ی خود اوست. پدر و مادر، اولیای مدرسه و … موظف هستند تا قبل از بلوغ جسمی و عقلی، به نوجوانان کمک کنند مهارت تصمیم گیری را بیاموزند. اگر چنین نکنند و در عوض، تصمیم‌های گرفته‌شده را به فرزندان‌شان تحمیل کنند، عاقبت به احتمال زیاد نسبت به رفتارشان بدبین و دل‌چرکین می‌شوند.

سکوتِ همراه با انفعال در برابر اعتراض والدین، همیشه لزوما به معنای احترام به والدین نیست. شما حق دارید در عین رعایت ادب و احترام به آنها، به شکل صحیح منظور خود را بیان کنید. می‌توانید به آنها یادآور شوید که سرنوشت شما در دستان خودتان هست، خودتان انتخاب می‌کنید و خودتان هم مسئولیت پاسخگویی به تمام انتخاب‌هایتان را برعهده می‌گیرید. انجام فرائض دینی تا جایی که محدود به حریم شخصی شمهست، غیر قابل نظارت هست. در این شرایط، دیگران حداکثر می‌توانند به شما تذکر بدهند، آن هم به شکل صحیح و مؤثر. قرار نیست به بهانه‌ی یادآوری انجام فرائض، به شخصیت و انتخاب فردی کسی بی‌احترامی شود. ما حداکثر می‌توانیم پیشنهاد بدهیم. حق نداریم کسی را مجبور به انجام کاری کنیم که انجام آن صددرصد در اختیار خود اوست.

اگر در سطح اجتماعی، تخلفات دینی، قانونی و عُرفی مشاهده کردیم، وظیفه‌ی ما این هست که به‌سرعت به مراجع ذی‌ربط گزارش بدهیم نه اینکه یک‌باره و بدون عاقبت‌اندیشی وسط گود بپریم. در این حالت، چه بسا خود نیز به بخشی از مسئله تبدیل شویم. این جفهست که مثلا بخواهیم در جابه‌جایی فرد آسیب‌دیده در تصادف مشارکت کنیم، درحالی‌که درباره‌ی اصول کمک‌های اولیه چیزی نمی‌دانیم. آن‌وقت به‌جای بهره‌مندی از ثواب، کباب می‌شویم. خاله خرسه هم قصد خوبی داشت، اما کار را باید به کاردان سپرد.



۸. انتخاب شغل، انتخاب همسر و تعیین محل زندگی توسط والدین

میزان لذت بردن از انجام وظایف شغلی، با احساس رضایت از زندگی نسبت مستقیم دارد. گذشته از این، شغل شما بخشی از هویت شما خواهد بود.

در خصوص ازدواج نیز به‌وضوح پیدهست که همسر شما کسی هست که تا پایان زندگی مشترک‌تان، همراه و شریک شمهست. این شما هستید که باید با او به توافق نهایی برسید، نه والدین‌تان.

محل زندگی شما نیز جایی هست که هر شب قرار هست خستگی کار روزانه را در آن برطرف کنید. لازم هست بررسی کنید که آیا واقعا منزل‌تان، مایه‌ی آرامش و آسایش و پاسخگوی نیازهای مهم شما هست یا نه؟

در خصوص همسرگزینی، انتخاب شغل و … پدر و مادر موظف هستند به شما انتخاب کردن را بیاموزند نه اینکه برای شما انتخاب کنند. در کنار آموزش، همراهی و حمایت، بهتر هست به شما پیشنهاد بدهند تا ناول دانود در انتخاب شغل و همسر عمل کنید. اگر بخواهند در کار شما دخالت کنند و به‌جای شما تصمیم بگیرند و گزینه‌های از پیش معین‌شده را به شما دیکته کنند، ستم کرده‌اند، مگر آنکه شما مطلقا درمورد مسئله‌ی پیش رو خام، بی‌تجربه و فاقد قدرت تجزیه‌وتحلیل باشید، در این صورت دخالت یک فرد بالغ و آگاه نه‌تنها مجاز، بلکه واجب هست.

تعیین محل زندگی‌تان نیز به خود شما بستگی دارد. پیش از این مسائل، با خانواده‌ی همسر خود به‌طور جدی مذاکره کنید. تنها با همین مذاکرات و پایبندی به تعهدات هست که می‌توانید راه را بر دخالت‌های دلسوزانه اما بعضا نابخردانه‌ی والدین مسدود کنید. بسیاری از طلاق ها ناشی از بی‌تجربگی، عدم هستقلال رأی و دخالت‌های ناشیانه‌ی والدین و سایرین هست. لذا مشخص هست که با کسب تجربه و آگاهی و با بهره‌مندی از مهارت ابراز وجود و طرح درخوهست به شکل معقول، تا حد قابل ملاحظه‌ای می‌توانید به این‌گونه قضایا پایان بدهید.

۹. انتخاب رشته‌ی تحصیلی توسط مشاور

اینکه مشاور تحصیلی به نمره‌ی دروس یا به رتبه‌ی شما نگاه کند و بگوید در فلان رشته ثبت‌نام کن، خطایی هم‌تراز خیانت هست. متأسفانه اکثر دانش‌آموزان در مقابل مشاور زود تسلیم می‌شوند و به نوعی انتخاب سرنوشت‌ساز خود را تماما به او واگذار می‌کنند. انتخاب رشته به عوامل متعددی وابسته هست که بی‌توجهی به آنها، به احتمال زیاد شما را از ادامه‌ی تحصیل و تجربه‌ی حضور در دانشگاه، پیشمان و بیزار می‌کند.

مشاور زبده در هنگام انتخاب رشته، به شما کمک می‌کند تا خود را بشناسید، او خود را موظف می‌داند که هدف شما را از ادامه‌ی تحصیل کشف کند. او باید به شما کمک کند تا با کشف هستعدادها و علایق خود، بهترین و مناسب‌ترین گزینه‌ها را انتخاب کنید، گزینه‌هایی که با شرایط خاص زندگی فردی شما جور باشند.

شاید شما پدر و مادر سالخورده‌ای دارید که به مراقبت نیاز دارند. شاید مجبورید فعلا تا فرصت مناسب در شهر خودتان تحصیل کنید. مشاور باید اینها را مدنظر قرار بدهد. اعلام اینکه فلان رشته خوب هست که مشاوره نیست، توصیه هست؛ توصیه‌ای که حتی درست هم نیست! اصلا رشته‌ی خوب یا بد نداریم. مهم آن هست که کدام رشته متناسب با هستعدادها، نیازها، علایق، اهداف و شرایط خاص شمهست. حال هر رشته‌ای می‌خواهد باشد؛ حتی اگر از نظر دیگران ناپسند، غیرمرسوم و بی‌کلاس باشد.



۱۰. عدم رعایت حق تقدم

اگر واقعا به دنبال حفظ حریم شخصی خود هستید، جلو زدن از نوبت شما باید با اجازه و رضایت قلبی شما صورت بگیرد، نه با قلدریِ فرد متجاوز و احیانا خشم و خودخوری شما.

عدم پایبندی به قوانین اجتماعی، عملی توجیه‌ناپذیر هست. در چنین مواردی حتما واکنش صحیح و مؤدبانه‌ای نشان بدهید. بهترین کار آن هست که متصدی مرتبط با موقعیت یادشده را فورا مطلع کنید. اگر فرد خاطی عصبانی شد یا اقدامش را توجیه کرد، کوتاه نیایید. اصلا قرار نیست از او دلجویی یا با او دعوا کنید. نوبت متعلق به شمهست، اگر او کار دارد، به معنای آن نیست که بقیه بی‌کارند. اگر او حریم شخصی شما را به رسمیت نمی‌شناسد، شما با شجاعت و قاطعیت او را متوجه اشتباهش کنید.

۱۱. گرفتن بقیه‌ی پول از راننده تاکسی، مغازه‌دار و …

گرفتن بقیه‌ی پول از راننده تاکسی، مغازه‌دار و ...

این مهم نیست که ارزش ریالی باقی‌مانده‌ی خرید شما چقدر هست، مهم احترامی هست که باید به شما گذاشته شود. اگر راننده بقیه‌ی پول شما را نداد، صحیح نیست که بدون نشان دادن واکنش، پشت سر او دشنام بدهید و او را به حرام‌خواری متهم کنید. اگر واقعا دریافت بقیه‌ی پول برای شما اهمیت دارد، باید واکنش نشان بدهید.

همچنین، هنگام خرید از فروشگاه‌ها، مغازه‌‌ها، پمپ‌بنزین، کارواش و … تنها ملزم به پرداخت مبلغ نوشته‌شده در فهرست و فاکتور هستید، نه بیشتر از آن. در ضمن، عدم صدور فاکتور توجیه‌ناپذیر و یک نوع تخطی هست، حتما برای دریافت فاکتور اصرار داشته باشید.

تا حد ممکن دقت کنید، مثلا در خرید مواد خوراکی و دارویی، به تاریخ انقضای آنها توجه کنید و سرسری از آن عبور نکنید. در صورت مشاهده‌ی هرگونه کم‌وکهستی، کافی هست که صریح و بااحترام مسئله‌ی یادشده را به مسئول مرتبط گزارش بدهید. اگر واکنش مطلوب نشان نداد، با او دهن‌به‌دهن نشوید. شما مجبور نیستید از او خرید کنید، او موظف هست جنس مرغوب به مشتری خود ارائه کند. حالا که زیر بار نمی‌رود، به‌سادگی می‌توانید طی یک تماس تلفنی، به مراجع قانونی گزارش بدهید. در ضمن، مسئله را برای دوستان و همسایگان خود نیز نقل کنید. اگر آنها هم در صورت مشاهده‌ی تخلف، رفتاری مشابه شما داشته باشند، عاقبت طرف مقابل مجبور به عقب‌نشینی خواهد شد.

۱۲. سروصدا در کتابخانه، سینما، راهروی آپارتمان و سایر اماکن عمومی

مکان‌های عمومی متعلق به همه هستند و همه باید به قوانین آن احترام بگذارند. سکوت در برابر قانون‌شکنی صحیح نیست. این سکوت نوعی پاداش برای فرد خاطی محسوب می‌شود. هرقدر این رفتارهای نابه‌هنجار در کسی نهادینه شود، در آینده کنترل و اصلاح او دشوارتر می‌شود.

در مکان‌های عمومی اگر کسی آرامش‌تان را به هر نحو بهم زد، بهتر هست واکنش نشان بدهید. اولین گام آن هست که خودتان همواره در حفظ آرامش محیط کوشا باشید. مثلا در کتابخانه باید تلفن همراه‌تان حتما روی بی‌صدا باشد، کتاب را آرام و بی‌صدا ورق بزنید و با صدای بلند با کسی صحبت نکنید. در قدم بعد اگر کسی خلاف عرف و شأن محیط رفتار کرد، به‌سرعت به کتابدار یا مسئول کتابخانه خبر بدهید؛ اگر چنین نکنید هیچ بعید نیست خود کتابدار هم بعدها به فهرست عوامل اخلال در کتابخانه اضافه شود!

در سالن نمایش فیلم، حق شمهست که کیفیت صدا و تصویر فیلم قابل قبول باشد چون برای تماشای آن پول داده‌اید. سالن سینما باید تمیز باشد. افراد وظیفه دارند سکوت را رعایت کنند. درست نیست که عبورومرور مکرر آنها مانع تماشای فیلم شود. فحاشی به بازیگر و واکنش‌های ناشایست به برخی از صحنه‌ها، هرکدام به‌نوعی مصداقی از تجاوز به حریم شخصی شما محسوب می‌شود.

در خصوص آداب زندگی در یک مجتمع مسکونی، باید گفت فرهنگ آپارتمان نشینی چیزی نیست که بتوان به‌سادگی از کنار آن عبور کرد. فرزندان ما از همین کودکی رفتارها و گفتارهای ما را در ذهن خود ضبط و خوهسته یا ناخوهسته از آنها تقلید می‌کنند. سروصدا در راهرو، صدای بلند موسیقی، بگووبخند مهمان‌ها و بالاوپایین پریدن بچه‌ها، نمونه‌هایی از مشکلاتی هست که موجب شکستن حریم شخصی شما می‌شود. به شکل دوستانه و در وقت مناسب به رفتار همسایه اعتراض کنید، شاید واقعا متوجه نشده هست که رفتارش مزاحمت ایجاد کرده هست. در صورت بی‌اعتنایی و درشتی نسبت به اعتراض شما و تکرار رفتار پیشین، مسئله را با مدیر ساختمان در میان بگذارید.

تهیه‌شده برای: chetor.com

دانلود آهنگ مسعود صادقلو ما به هم میایم