رمان ترک های قلبم
سلام, بدون مقدمه و حرفی امروز براتون رمان ترک های قلبم رو برای دانلود قرار دادم. و اینکه قبلنا که یه سری گفتم کلی درخواست همکاری برام اومد از طرف سایت ولی این سری هیچکس آمادگیشو برای همکاری اعلام نکرد ممنون میشم کسایی که وقت و علاقه دارن بیان توی سایت
خلاصه : نیلا دختری که در سن پانزده سالگی با وجود مخالفت خانواده اش با امید ازدواج می کنه با وجود اینکه خبر داشته امید کس دیگه ای رو دوست داره… حدود دو سالی در عقد امید هست و با تمام خوبی ها بدی های امید بعد ۲ سال مراسم عروسیش برگزار میشه و چند ماه بعد از مراسم ازدواجش در حالیکه فکر می کرده خیلی خوشبخته متوجه خیانت امید میشه و بعد از اون خواستار جدا شدن از امید میشه… چند ماهی درگیر طلاق میشه و در آخرای کار طلاقش با پیدا شدن خواستگاری در همسایگیشون به دلیل اصرار پدرش به قبول کردن این خواستگاری تصمیم می گیره تا مهریه شو ببخشه و هر چه زودتر از امید جدا بشه تا زندگی جدیدش رو با علی شروع کنه… به محض جدایی از امید با علی نامزد میکنه و منتظر هستند تا عده اش تموم بشه و عقد کنند… یه هفته بعد از اینکه با علی عقد میکنه اححضاریه از دادگاه به دستش میرسه که تو اون امید تهمت دزدبدن طلا رو به نیلا میزنه… تو همین جریانات دادگاه هم علی مییفهمه که نیلا برای جدایی از امید مهریه شو بخشیده و نقشه هاشو بر آب شده میبینه و با دعوایی که با نیلا میکنه اعتراف میکنه که اعتیاد داره به خاطر اینکه فکر می کردند نیلا مهریه و گرفته با نیلا ازدواج کرده… بعد از اون کمتر از یه ماه طول میکشه که از علی هم جدا بشه… بعد از اون زندگی برای نیلا با وجود حرف هایی که اطرافیان و فامیل زده میشه براش سختتر میشه و بعد از جدایی از علی سکته مغزی میکنه و چند هفته ای بعضی از اندام های بدنش فلج میشند و با تجویز دارو و فیزیو تراپی به مرور بهتر میشه… با چند نفری دوست میشه و باهاشون رابطه داره که با حامی آشنا میشه و دوباره حس میکنه که به حامی علاقه داره… بعد از یه مدت که با حامی رابطه داره میفهمه رابطه شون پابه و اساسی نداره دوستانه جدا میشن… بعد از اون با تشویق مهتا دخترداییش تصمیم میگیره که ادامه تحصیل بده و …..

دانلود رمان ترک های قلبم

  • 15600 بازدید
  • جعفر
این پست 2 سال پیش توسط جعفر ارسال شده: مثلا دانشجوی شیمی
حرفای خودمونی (حتما مطالعه شود)

1 - رمانهایی که از تاریخ خرداد 94 بر روی سایت قرار داده شده اند همگی توسط چند کاربر سایت آماده میشوند و برایمان ارسال میشود، نویسنده هایی که قصد چاپ رمان را دارند بدون هیچگونه بی احترامی و رفتار تند و ناخوشآیند ما را در جریان قرار دهید.

2 - در صورتی که رمانی را تایپ کرده اید و قصد انتشار آن را در وبسایت مه تیک دارید از طریق قسمت تماس با ما اطلاع دهید.

3 - در قسمت نظرات سعی کنید مرتبط با موضوع دیدگاه بنویسید و از درخواست لینک رمانهای حذف شده و گذاشتن آدرس ایمیل، آی دی شبکه های اجتماعی، شماره و ... جدا خودداری کنید.

4 - اکثر رمانها از سایت نودوهشتیا بر روی سایت قرار داده میشوند که منابع و نام نویسنده در آنها درج شده است

5 - تمامی رمانهای سایت درخواستی کاربران میباشد، در مه تیک قبل از هر چیزی نظر کاربران در اولویت است.

6 - من توی تعطیلات تابستون هستم و ایران نیستم, توی این مدت سایت دست دوست عزیزمون سحر هستش.

7 - همین دیگه، همیشه خوش باشید. ;)

نظرات
fariba گفته : ۱۱:۱۴ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۵

لطفا میشه رمان های (ازدواج اجباری،پسران اسمانی دختران زمینی،ابرویم را پس بده،اگر چه اجبار بود، من سیاوش زندگی) را خواهشششششششن بزاریییییییید من چند بار گفتم اما نزاشتید میشه لطفا بزارییییید خواههههههشن

    میثم گفته : ۱۸:۳۲ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۵

    آبرویم را پس بده داخل سایت هستش, بقیشو هم چشم سعی میکنم این ماه بذارم

شقایق گفته : ۱۵:۴۷ - ۱۳۹۳/۱۱/۱۵

[Censored by Admin]

    میثم گفته : ۱۵:۵۰ - ۱۳۹۳/۱۱/۱۵

    شب منتظر ایمیل باش

شقایق گفته : ۱۵:۲۱ - ۱۳۹۳/۱۱/۱۵

[Censored by Admin]

    میثم گفته : ۱۵:۳۰ - ۱۳۹۳/۱۱/۱۵

    واقعا از یه نویسنده انتظار همچین حرکت زشتی رو ندارم, ولی چون خیلی انسان خوبی هستم میبخشمت 😀
    بخشش از بزرگان است دیگه چ میشه کرد

    میثم گفته : ۱۵:۳۸ - ۱۳۹۳/۱۱/۱۵

    امشب ایمیل پلیس فتا رو برات میفرستم,
    ولی اینو بدون فحاشی کار درستی نیست. در هر صورت من مجبورم به کاربرام بگم تا شخصیت یه نویسنده رو ببینن

شقایق گفته : ۱۵:۱۴ - ۱۳۹۳/۱۱/۱۵

انگار [Censored by Admin] کنه

    میثم گفته : ۱۵:۱۸ - ۱۳۹۳/۱۱/۱۵

    خیلی بی تربیتی 😀 اصن فحش دادن به یه ادمین محترم و متشخصی مث من درست نیست 😛
    لینکای دانلودو برداشتم

شقایق گفته : ۱۵:۱۳ - ۱۳۹۳/۱۱/۱۵

[Censored by Admin]

شقایق گفته : ۱۵:۰۲ - ۱۳۹۳/۱۱/۱۵

بار چندمه که گفتم رمان و حذف کنید انقدر شعور ندارید که به نظر نویسنده داستان احترام بگذارید سایتتو ببند… همین شما ادم های بیشعور باعث بدنامی مملکت شدید خیلی ها محترمانه پرسیدن رمان و بذارن تو سایتشون و جوابشم گرفتم اما شما با وجود اخطار باز هم بی توجهی کردید… از شما به میخوام شکایت کنم و به دادسرا برم برای تنظیم شکایت… متاسفم برای امثال شما که فرهنگ ندارن….

    میثم گفته : ۱۵:۰۹ - ۱۳۹۳/۱۱/۱۵

    ببخشید رمانتون از وزارت ارشاد مجوز دارن؟

شقايق گفته : ۹:۲۵ - ۱۳۹۳/۱۱/۰۸

در هر صورت ممنون میشم رمان رو حذف کنید تا ٢۴ ساعت آینده

شقايق گفته : ۰:۲۸ - ۱۳۹۳/۱۱/۰۸

حدود ٢٠ روز قبل یکبار توی تماس با ما بهتون گفتم و توجهی بهش نشد برای همین عصبانی شدم شما هم لطفا برای رعایت حقوق دیگران ازاین به بعد خواستید رمانی بگذارید سایتتون از نویسنده سوال کنید برای سایت خودتون هم بهتره

    میثم گفته : ۲:۲۸ - ۱۳۹۳/۱۱/۰۸

    نه عزیزم قبلا کامنت ندادی اگه داده بودی حتما جواب میدادم الانم چک کردم شما امشب اولین باره کامنت میدی
    واسه اجازه هم خانوم حیاوی در جریانه ادمین ۹۸یا یوزر کل اونایی که صاحب مدیر سایت رمانن رو بدون علت بن کرده خب مام که نمیتونسیم هر روز یه اکانت بزنیم و بیایم اجازه واس همین رمانایی که کاربرا درخاست میکردن رو همینجوری میذاشتیم 😀

      میثم گفته : ۲:۳۰ - ۱۳۹۳/۱۱/۰۸

      آهان تماس با ما! نمیدونم چرا پلاگین تماس با ما یه مدته مشکل داره پیامارو واسم ایمیل نمیکنه

شقايق گفته : ۲۳:۵۶ - ۱۳۹۳/۱۱/۰۷

سلام لطفا این رمان رو از روی سایت بردارید توی سایت نودهشتیا صراحتا گفتم نمیخوام جایی منتشر بشه… در صورت حذف نکردن طبق جرایم اینترنتی با شما برخورد میکنم…
نویسنده رمان ترکهای قلبم

    میثم گفته : ۰:۰۴ - ۱۳۹۳/۱۱/۰۸

    عزیزم بجای تهدید میتونستی بصورت دوستانه بگی و مام بصورت یه دوست مثل بعضی رمانا لینکو از سایت برمیداشتیم نه اینکه تهدید کنی
    و اینکه ممنون میشم ماده ی اون قانونی که در جرائم رایانه ایی برای داستان بدون مجوز و انتشارش در انجمن بصورت پابلیک و کپی اون رو برامون شرح بدی که مام اطلاع داشته باشیم؟ 😀

fati گفته : ۱:۳۲ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۵

مرسی از سایت خوبتون رمان بد نبود

    پریسا گفته : ۹:۴۴ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۵

    خواهش میکنم…

saye گفته : ۲۲:۵۴ - ۱۳۹۳/۱۰/۰۷

درود بر شما کارتون حرف نداره واقعا توی این سایت حس خوبی دارم مرسی از آپدیت بودنتون …اگه ممکنه جلد دوم رمان دیدبان ذهن که اسمش هست فواد رو بزارید واقعا ازتون ممنون میشم…

    میثم گفته : ۲۳:۰۸ - ۱۳۹۳/۱۰/۰۷

    این رمان حذف شده

mona گفته : ۱۹:۱۵ - ۱۳۹۳/۱۰/۰۷

سلام.لطفا رمان طوفان دیگر رو هم بذارید.باتشکر.

    میثم گفته : ۲۳:۰۷ - ۱۳۹۳/۱۰/۰۷

    چشم ایشالله فردا عصر میذارم

مريم گفته : ۱۱:۲۱ - ۱۳۹۳/۱۰/۰۶

تشکر به خاطر به روز بودنتون…

رمان های پیشنهادی