دانلود رمان از تو به خود رسیدم
سلام به دوستان عزیز مه تیکی، رمان از تو به خود رسیدم رو براتون آماده کردم که درخواستی دوستان عزیز بوده و امیدوارم خوشتون بیاد.

  • نام رمان : از تو به خود رسیدم
  • نویسنده : طلایه کلاهی
  • صفحات : پرنیان 556صفحه و پی دی اف 138 صفحه

دانلود رمان از تو به خود رسیدم

خلاصه داستان :

روایت دانیال روشن از جمله گل پسرایی، که دیدیم یا در بابشون شنیدیم؛این بار
نقل میکنه از داشته هاش ...وميرسه به شناختي كه نداشته...وحسي زيبا...يك عاشقانه خواندني...

دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان آندروید

قسمتی از قلم نویسنده :

دانیال:
-:حسب الفرمایش مامان گرام اومدم دنبال بهار فرودگاه؛بالاخره نیم ساعت تاخیر به سر اومد؛قوطی رانی رو هدف گیری نمودم داخل سطل وجلوی دیوار گرانیتی ورودی سالن دستی به موهام کشیدم؛ این عادت برجا مونده از زمانیه که موهام بلند بود...
الهی شکرقد بلندم تیر رس نگاهم رو وسیع می کنه...اون لبخندی که اغلب اذین صورتشه گشوده تر شدو با دست اشاره کرد میره ساکش رو بگیره...
فکر کردم دقیقا نگین مناسب این دندونای صدفی وزیباست؛نه مستان که هر کدوم از دندوناش اندازه عاج فیله!
بهار:سلام؛باعث زحمت شدم!
-:ارادتمند اقربا ییم دیگه! وساکش رو گرفتم
-:پارسال دوست امسال اشنا!
چمدونش رو کشید ..هم قدمم شدو گفت:من همیشه دوستم!اما آهان یادم انداختی گله کنم؛چرا با بقیه نیمدی شیراز؟!
-:شیراز فصلش بهار نه ظل تابستون٬!
وسایلش رو گذاشتم پشت و نشستیم..
بهار:این جا هم که گرمه!
همینطور که دنبال یک اهنگ خوب بودم؛با خنده گفتم:سوغات خودته؛ و الا دیشب بارون می زد !
خندید..
کمربندم رو بستم وکولرو روشن کردم...
بهار:رفتی خونه خودت؟!
-:راستش همه جا سرای من است؛ مثلا دیشب خونه شیدا موندم!
بهار: شنیدم بردیا اولین اسمی که گفته دایی دانی بوده!
پول پارکینگ رو حساب می کردم …
عکس بردیا روی موبایلم رو نشونش دادم وگفتم:عشقه!
...
درب اسانسور باز شد..مامان اومده بود استقبال...
بهار چنان ماچی حواله مامان میکرد انگار ۳ سال همو ندیدن!
-:مامان بهار تحویل شما ؛امری نیست برم سر کاسبیم؟
مامان:شام میای که؟
-:نه دیگه بهارو که دیدم؛بقیه هم زیادی خوشبحالشون میشه؛دیشب بهشون افتخار داده بودم!!
بهار: بازم ممنون!
مامان:فسنجون گذاشتما!!
دستی تکون دادمو دکمه پارکینگ آسانسورو زدم؛ به پذیرایی یکی از ستاره هایی که شبا میان و صبحا غایبن؛تو خونه ی خودم مهمونم...

دانلود رمان

دانلود رمان جدید

لینک های دانلود :
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - کتابچه [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - پرنیان [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar و Jad در فایل فشرده Zip [ دانلود ]
  • نسخه آندروید با فرمت Apk [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل و بدون فشرده [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل در فایل فشرده Zip [ دانلود ]
  • نسخه ePub برای آیفون و آندروید و ... [ دانلود ]
  • 6123 بازدید
  • پریسا .ش
  • منبع
پیشنهاد مه تیک به کاربران آندرویدی

کاربرانی که از طریق وسیله ی آندرویدی خود اقدام به مطالعه رمانهای نسخه ePub می کنند نیاز به برنامه Moon Reader Pro دارند که ما نسخه کامل آن را بصورت رایگان در لینک زیر در اختیارتان قرار داده ایم. در این برنامه به راحتی میتوانید اندازه فونت، رنگ فونت، پس زمینه و سایر موارد را به دلخواه خود تنظیم کنید.

دانلود آخرین نسخه برنامه کتابخوان مون ریدر اندروید

این پست 2 سال پیش توسط پریسا .ش ارسال شده: دیگه توی سایت فعالیتی ندارم دوستان... خدانگهدار!!!
حرفای خودمونی (حتما مطالعه شود)

1 - رمانهایی که از تاریخ خرداد 94 بر روی سایت قرار داده شده اند همگی توسط چند کاربر سایت آماده میشوند و برایمان ارسال میشود، نویسنده هایی که قصد چاپ رمان را دارند بدون هیچگونه بی احترامی و رفتار تند و ناخوشآیند ما را در جریان قرار دهید.

2 - در صورتی که رمانی را تایپ کرده اید و قصد انتشار آن را در وبسایت مه تیک دارید از طریق قسمت تماس با ما اطلاع دهید.

3 - در قسمت نظرات سعی کنید مرتبط با موضوع دیدگاه بنویسید و از درخواست لینک رمانهای حذف شده و گذاشتن آدرس ایمیل، آی دی شبکه های اجتماعی، شماره و ... جدا خودداری کنید.

4 - اکثر رمانها از سایت نودوهشتیا بر روی سایت قرار داده میشوند که منابع و نام نویسنده در آنها درج شده است

5 - تمامی رمانهای سایت درخواستی کاربران میباشد، در مه تیک قبل از هر چیزی نظر کاربران در اولویت است.

6 - من توی تعطیلات تابستون هستم و ایران نیستم, توی این مدت سایت دست دوست عزیزمون سحر هستش.

7 - همین دیگه، همیشه خوش باشید. ;)

نظرات
nasim گفته : ۱۱:۴۷ - ۱۳۹۴/۰۱/۳۱

سلام رمان قشنگی بود ممنون از پری عزیز و میثم دوست داشتنی …

    میثم گفته : ۱۴:۵۶ - ۱۳۹۴/۰۱/۳۱

    سلام, خواهش میکنم

رمان های پیشنهادی