دانلود رمان پیچک عشق
سلام دوستان, امروز براتون یه رمان معروف ایرانی رو به اسم پیچک عشق آماده کردم که امیدوارم ازش خوشتون بیاد. کسایی که این رمان رو نخوندن پیشنهاد میکنم یه بار بخونن چون ارزش یه بار خوندن رو داره.

  • نام رمان : پیچک عشق
  • نویسنده : آرزو رضایی صومعه علیایی
  • صفحات : پرنیان 1816 صفحه و پی دی اف 341 صفحه

دانلود رمان پیچک عشق

خلاصه داستان :

دختری به اسم نیلوفر که در کودکی پدر خودش رو از دست داده و همراه مادرش زندگی می کنه، با نقل مکان به خانه جدید با صاحبخونه که زن جوونی هست رابطه ی صمیمانه برقرار میکنه و رفت آمدها شروع میشه و تو این رفت و آمدها با برادر سیما، نریمان که به تازگی از همسرش جدا شده و دختری سه ساله داره آشنا میشه و این آشنایی در نهایت به عشق میون آنها ختم میشه. ولی وقتی مادر نیلوفر از این موضوع باخبر میشه به شدت مخالفت میکنه و در نهایت نیلوفر بر خلاف خواسته قلبی اش با مهران پسر همسایه ازدواج می کنه و...

دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان آندروید

قسمتی از قلم نویسنده :

در این مدت، حسرت دیدن بسیاری از زیبایی های طبیعت را در خود کشته بودم، فصل بهار را دوست داشتم، دلم می خواست از تماشای رنگین کمان زیبای هفت رنگ که پس از هر بارشبهاری در آسمان آبی خودستایی می کرد، لذت می بردم و خورشید بازیگر که خود را در پس ابرها پنهان می ساخت و یکباره با اشعه بسیار در آسمان می درخشید، هر روز بهاری می دیدم؛ ولی به جای دیدن این همه زیبایی، به کرات صدای شر شر باران را که به شیشه پنجره می خورد، با حسرت می شنیدم و تنها به بوی مطبوعش که از لای پنجره به مشامم می رسید، دلخوش بودم.
صبحانه در حالی که هر یک در فکر و خیال خود بودیم صرف شد.
مادر میز را جمع می کرد که گفتم:
- خیلی خوشحالم قبل از اینکه اقدس خانم شما را پای سفره عقد بنشاند، از اینجا می رویم.
او خندید و گفت:
- سفره عقد دیگه چیه؟ نیلوفر!
خرده های نان را جمع می کردم و ضمن ریختن داخل سینی گفتم:
- می دونید مادر وقتی که شما به سر کار می رفتید. اقدس خانم در طول روز هر بار که چشمش به من می افتاد، با کنایه می گفت:«اگر مردی بالای سرتون باشد؛ دیگر احتیاجی نیست که مادرت به سر کار برود.» مادر، چرا اینقدر این حرف را تکرار می کرد؟ نمی دونید وقتی این حرف ها را میزد، دلم می خواست خفه اش کنم.
مادر آه افسوسی کشید و گفت:
- خب نیلوفر جون، اقدس خانم از عشقی که بین من و پدرت بوده اطلاع نداره! اون فقط از سر دلسوزی این حرف رو میزد.
و سپس طوری که انگار با خودش حرف میزند، فت:
- عنایت، به خاطر عشق به من از خانواده اش طرد شد. او قلب پر مهرش رو به من سپرد. ولی حیف! که عمر عشقمون بسیار کوتاه بود و دست تقدیر ما را خیلی زود از هم جدا کرد.
با زمزمه هایش خاطرات کودکی ام در ذهنم مرور شد.

دانلود رمان

دانلود رمان جدید

لینک های دانلود :
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - کتابچه [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - پرنیان [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar و Jad در فایل فشرده Zip [ دانلود ]
  • نسخه آندروید با فرمت Apk [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل و بدون فشرده [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل در فایل فشرده Zip [ دانلود ]
  • نسخه ePub برای آیفون و آندروید و ... [ دانلود ]
  • 7002 بازدید
  • جعفر
پیشنهاد مه تیک به کاربران آندرویدی

کاربرانی که از طریق وسیله ی آندرویدی خود اقدام به مطالعه رمانهای نسخه ePub می کنند نیاز به برنامه Moon Reader Pro دارند که ما نسخه کامل آن را بصورت رایگان در لینک زیر در اختیارتان قرار داده ایم. در این برنامه به راحتی میتوانید اندازه فونت، رنگ فونت، پس زمینه و سایر موارد را به دلخواه خود تنظیم کنید.

دانلود آخرین نسخه برنامه کتابخوان مون ریدر اندروید

این پست 2 سال پیش توسط جعفر ارسال شده: مثلا دانشجوی شیمی
حرفای خودمونی (حتما مطالعه شود)

1 - رمانهایی که از تاریخ خرداد 94 بر روی سایت قرار داده شده اند همگی توسط چند کاربر سایت آماده میشوند و برایمان ارسال میشود، نویسنده هایی که قصد چاپ رمان را دارند بدون هیچگونه بی احترامی و رفتار تند و ناخوشآیند ما را در جریان قرار دهید.

2 - در صورتی که رمانی را تایپ کرده اید و قصد انتشار آن را در وبسایت مه تیک دارید از طریق قسمت تماس با ما اطلاع دهید.

3 - در قسمت نظرات سعی کنید مرتبط با موضوع دیدگاه بنویسید و از درخواست لینک رمانهای حذف شده و گذاشتن آدرس ایمیل، آی دی شبکه های اجتماعی، شماره و ... جدا خودداری کنید.

4 - اکثر رمانها از سایت نودوهشتیا بر روی سایت قرار داده میشوند که منابع و نام نویسنده در آنها درج شده است

5 - تمامی رمانهای سایت درخواستی کاربران میباشد، در مه تیک قبل از هر چیزی نظر کاربران در اولویت است.

6 - من توی تعطیلات تابستون هستم و ایران نیستم, توی این مدت سایت دست دوست عزیزمون سحر هستش.

7 - همین دیگه، همیشه خوش باشید. ;)

نظرات
ترانه گفته : ۱۸:۵۵ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۱

سلام میشه لطفا رمان انتخاب رویا رو بزارید ممنون .

    میثم گفته : ۱۹:۰۸ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۱

    بله عزیزم به زودی میذارم

الي گفته : ۱۸:۵۲ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۱

جه جالبببببببببببب!!!!

الي گفته : ۱۸:۲۴ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۱

واقعا!!!!!

    میثم گفته : ۱۸:۳۳ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۱

    آره 😉

الي گفته : ۱۷:۲۶ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۱

لطفارمانbipanahampanahamdeروبذاریدممنون

    میثم گفته : ۱۸:۰۴ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۱

    این رمان مبتذله نمیشه گذاشت 😀

رمان های پیشنهادی