دانلود رمان تلخ و شیرین
در این پست رمان تلخ و شیرین رو براتون آماده کردم که درخواستیه دوستان عزیز بوده و در ادامه میتونید دانلود کنید.

  • نام رمان : تلخ و شیرین
  • نویسنده : شادی داودی
  • صفحات : پرنیان 687صفحه و پی دی اف 107 صفحه

دانلود رمان تلخ و شیرین

قسمتی از قلم نویسنده : شهريور ماه بود. از وقتي اسمم رو در قبول شدگان كنكور اونهم در دانشگاهﺁزاد تهران ديده بودم به جاي اينكه مثل تمام قبول شده ها ازخوشحالي به حد انفجار برسم اما احساس خوبي نداشتم!تمام تلاشم رو كرده بودم تا دانشگاه سراسري قبول بشم اما نشد!بعد از ساعتها ايستادن درصف خريد روزنامه وقتي اسمم رو درصفحه مربوطه ديدم هيچ احساسي نداشتم حتي تبريك چندين دختر و پسركه حدس زده بودن قبول شده ام رو بي جواب گذاشتم و روزنامه رو به يكي ازاونها دادم و راه افتادم. بابا يك كفش فروشي نزديك بازار داشت و از راه همون مغازه و درﺁمدش امرار معاش ميكرديم...فكر ميكردم مخارج تحصيل دانشگاهي من اونهم با اون شهريه ها براي بابا خيلي سنگين خواهد بود ﺁخه از طرفي ديگه رضا هم بود كه البته رضا هيچ وقت نگذاشته بود خرج تحصيلات دانشگاهش رو بابا بپردازه و درتمام اين سالهايي كه به دانشگاه قزوين رفت و ﺁمد ميكرد درعين حال سركار هم ميرفت و به خاطر همين موضوع بود كه من فكر ميكردم نبايد از بابا توقع داشته باشم كه خرج تحصيل من رو بده!ميدونستم اگر عزيزجون بفهمه هرطور باشه من رو راهي دانشگاه خواهدكرد اما از واقعيت نمي تونستم فرار كنم ميدونستم كه خرج و گراني بيداد ميكند و حالا قبولي من در دانشگاهﺁزاد خرجي بود اضافه برتمام خرجهاي ديگه... وقتي رسيدم جلوي درب حياط هوا تاريك شده بود.ميدونستم الان عزيز جون كلي نگرانم شده...صدبار تسبيحش را دور زده و صلوات فرستاده تا من هرچه زودتر به خانه برسم.ﺁنقدر مهربان بود كه تصورش رو هم نمي شدكرد...البته تمام نوه ها و بچه هاش رو دوست داشت ولي همه مي گفتن خودش هم ميگفت كه سپيده جور ديگه ایه... ﺁخه من رو عزيزجون بزرگ كرده بود.من اصلا"مادرم رو نديدم...بيماري ديابت نگذاشت سايه اش به سرم بمونه!وقتي رضا رو دنيا ﺁورده بود دكتر گفته بود كه ديگه نبايد باردار بشه اما شد و وقتي من رو به دنيا ﺁورد نتونست بمونه تا برام مادري كنه... پدرم در سن30سالگي با يك پسربچه 8ساله يعني رضا و يك دختر نوزاد كه من بودم تنها ماند.ﺁنقدر مادرم رو دوست داشت كه با وجود هزار و يك مشكل و حتي جووني خودش راضي نشد دوباره ازدواج كنه.در ابتدا نمي خواست كسي را به خاطر بچه هاش به زحمت بندازه ولي زندگي شوخي بردار نبود!عزيز كه مادرپدرم بود با رضايت قلبي و از دل و جون زندگي در كنار ما رو به هر چيزي ترجيح داد و با وجود كهولت سن بارديگه مادري دو كودك را با ذره ذره ي وجودش تقبل كرد و اين شد كه عزيزجون از اون لحظه به بعد براي من هم مادر شد و هم مادربزرگ... كليد انداختم و در رو بازكردم.از حياطي كه تمامش با شاخ و برگ درخت مو مانند يك حياط سقف دار شده بود گذشتم و از پله هاي ايوان بالا رفتم.از كفشهاي جلوي در راهرو فهميدم بايد مهمون داشته باشيم. وقتي درب راهرو رو باز كردم صداي عمه مهين رو شناختم كه با مهرباني هميشگيش گفت:بيا عزيز...هي دلنگران بودي...اومد. بعد عزيز رو ديدم كه از ﺁشپزخونه انتهاي راهرو درحاليكه تسبيحي در دستش بود بيرون اومد و ايستاد خيره به من نگاه كرد.ميدونستم در برگشتن به خونه خيلي دير كرده ام و عزيز بيش از هميشه دلنگرون شده بنابراين به طرفش رفتم و هيكل چاق و مهربونش رو بغل گرفتم و صورتش رو بوسيدم و گفتم:ببخشيد...

دانلود رمان

دانلود رمان جدید

لینک های دانلود :
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - کتابچه [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - پرنیان [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar و Jad در فایل فشرده Zip [ دانلود ]
  • نسخه آندروید با فرمت Apk [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل و بدون فشرده [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل در فایل فشرده Zip [ دانلود ]
  • نسخه ePub برای آیفون و آندروید و ... [ دانلود ]
  • 7206 بازدید
  • پریسا .ش
  • منبع
پیشنهاد مه تیک به کاربران آندرویدی

کاربرانی که از طریق وسیله ی آندرویدی خود اقدام به مطالعه رمانهای نسخه ePub می کنند نیاز به برنامه Moon Reader Pro دارند که ما نسخه کامل آن را بصورت رایگان در لینک زیر در اختیارتان قرار داده ایم. در این برنامه به راحتی میتوانید اندازه فونت، رنگ فونت، پس زمینه و سایر موارد را به دلخواه خود تنظیم کنید.

دانلود آخرین نسخه برنامه کتابخوان مون ریدر اندروید

این پست 2 سال پیش توسط پریسا .ش ارسال شده: دیگه توی سایت فعالیتی ندارم دوستان... خدانگهدار!!!
حرفای خودمونی (حتما مطالعه شود)

1 - رمانهایی که از تاریخ خرداد 94 بر روی سایت قرار داده شده اند همگی توسط چند کاربر سایت آماده میشوند و برایمان ارسال میشود، نویسنده هایی که قصد چاپ رمان را دارند بدون هیچگونه بی احترامی و رفتار تند و ناخوشآیند ما را در جریان قرار دهید.

2 - در صورتی که رمانی را تایپ کرده اید و قصد انتشار آن را در وبسایت مه تیک دارید از طریق قسمت تماس با ما اطلاع دهید.

3 - در قسمت نظرات سعی کنید مرتبط با موضوع دیدگاه بنویسید و از درخواست لینک رمانهای حذف شده و گذاشتن آدرس ایمیل، آی دی شبکه های اجتماعی، شماره و ... جدا خودداری کنید.

4 - اکثر رمانها از سایت نودوهشتیا بر روی سایت قرار داده میشوند که منابع و نام نویسنده در آنها درج شده است

5 - تمامی رمانهای سایت درخواستی کاربران میباشد، در مه تیک قبل از هر چیزی نظر کاربران در اولویت است.

6 - من توی تعطیلات تابستون هستم و ایران نیستم, توی این مدت سایت دست دوست عزیزمون سحر هستش.

7 - همین دیگه، همیشه خوش باشید. ;)

نظرات
mehrsan گفته : ۱۷:۲۴ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۵

سلام-مرسی بخاطر سایت عالیتون ولی خواستم بگم من این رمانو دانش کردم ولی نصفه نیمه بود لطفً درستش کنید

    میثم گفته : ۲۳:۰۴ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۵

    چشم پیگیری میشه

negi1362 گفته : ۸:۰۵ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۵

اع؟پس پریسا خانوم سلام.حال شما؟خوبین؟مسافرت خوش میگذره؟
رمان اون طور که گفتم سراغ دارین؟

    پریسا .ش گفته : ۱۴:۲۸ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۷

    سلام عزیزم…قربونت…عالیه…پربازدیدا رو دانلود کن،کامنتا رو ببین نظر بچه ها چی بوده…

negi1362 گفته : ۱۸:۴۸ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۴

اره خوندم ممنون از جوابتون.میگم من نمیتونم انتخاب کنم کی کی جواب بده؟مثلاالان که گفتین به پریسابگو.اخه یه بارشماج میدین یه بار پریسا.الان اونم پیامومیخونه؟یه توضیح میدین.

    میثم گفته : ۲۳:۵۲ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۴

    نه پریسا یه مسافرت دو سه روزه رفته اصفهان, برگرده جواب مبده
    البته کامنتای جدید رو معمولا هر کودوممون ببینیم جواب میدیم یا تایید میکنیم… اگرم توی کامنت به شخصی اشاره کنید صددرصد خودش جواب میده 😉

negi1362 گفته : ۱۰:۵۰ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۴

سلام.یه رمان ندارین که بیشتر به زندگی معمولی شبیه باشه. عشق نداشته باشه. یعنی داشته باشه ولی عشق هایی که توزندگی واقعی هست باشه.مثلا عاشقی که برای هوس خیانت کنه. زنی که پاک پاک نباشه ونجیب لغزش هم داشته باشه. واقعیت هاتوش باشن.نه این که همه چیرو طوری جلوه بده که باعشق حله همه چی.یادرباره مشکلات روحی روانی الان جوون هاباشه؟میشه معرفی کنید.

    میثم گفته : ۱۱:۴۷ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۴

    سلام, من تنها رمانی رو که تونستم کامل بخونم رمان وسوسه بوده, این رمان رو خوندی؟ داستانش قشنگ و واقعی بود واس همین تا آخرش خوندم و خیلی قشنگ بود
    اگه نخوندیش حتما بخون اگرم خوندی که بگو پریسا رمانای دیگرو معرفی کنه چون پریسا بیشتر رمانارو میخونه

ستاره گفته : ۱۳:۳۸ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۲

سلام ممنون از زحمتها تون لج لجبازی ۲ رو میتوانید بگذارید ؟؟؟؟؟؟؟

    پریسا .ش گفته : ۱۵:۵۷ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۲

    سلام…پیدا کردم باشه

ترانه گفته : ۱۰:۳۴ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۰

سلام میشه لطفا رمان سختی های شیرین و بی پایان من و رمان واحد روبرویی رو بزارید ممنون.

    پریسا .ش گفته : ۱۰:۵۸ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۰

    سلام،باشه

رمان های پیشنهادی