دانلود رمان هیچکی مثل تو نبود
سلام دوستان عزیز مه تیکی،رمان هیچکی مثل تو نبود نوشته خانم آرام رضایی رو براتون آماده کردم که درخواستی دوستان عزیز بوده و امیدوارم خوشتون بیاد…
من تا تموم شدن امتحاناتم نیستم و همکارم هم این مدت وقت داشته باشن چند تا رمان آپ میکنن.

  • نام رمان : هیچکی مثل تو نبود
  • نویسنده : aram-anid
  • صفحات : پرنیان 2912صفحه و پی دی اف 499 صفحه

دانلود رمان هیچکی مثل تو نبود

خلاصه داستان : آنا مفخم تک دختر خانواده مفخم کارشناس ارشد معماریه. بی کار و جویای کار. یه دختر شاد و سر زنده که با جدیت سعی میکنه مطابق میل پدرو مادرش رفتار کنه و اونها رو راضی نگه داره. اما چون اعتقادات و نظرات خانواده اش گاهی با اون یکی نیستن مجبوره زیر زیرکی کارهای خودشم بکنه. تلاش اصلیش اینه که به گفته مادرش خانم باشه و چقدر سخته خانم بودن با توجه به داشتن کودک درون فعال و کمی بی حواسی. در هر تلاش آنا برای خانم بودن باعث میشه که مدام سوتی بده و صحنه های جالبی ایجاد کنه ...

دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان آندروید

قسمتی از قلم نویسنده : خمیازه ای کشیدم. چشمهام هنوز بسته است. یکم چشمهام و مالیدم و بازشون کردم. سرمو کج کردم و به ساعت روی دیوار نگاه کردم. نیشم باز شد. هر روز دیر تر از دیروز. خوب چی کار کنم دیشب که نه، امروز ساعت 6 صبح خوابیدم. بایدم ساعت 12:30 بیدار بشم. حالا خوبه دیگه مامان نمیاد با جیغش بیدارم کنه. دوباره یه خمیازه کشیدم و پاشدم. یه دست به صورتم کشیدم و همراه یه خمیازه از اتاق رفتم بیرون. چشم چشم می کردم ببینم مامان کجاست. حتما" طبق معمول تو آشپزخونه است. رفتم تو دستشویی و دست و صورتمو شستم. حتی تو آینه خودمو نگاهم نکردم. چیه دیدن قیافه خودم هر روز. چیز جدیدی توش نبود که ببینمش. رفتم تو آشپزخونه. آدم هر ساعتی که بیدار بشه اولین چیزی که می چسبه یه استکان چایی داغه. اِه مامان که اینجاست. سلام کردم. داشت سبزی آب می کشید. ریخته بودشون تو آبکش که آبش خالی بشه. آبکش به دست برگشت سمتم که جواب سلامم و بده. با دیدن من یهو یه جیغی کشید و آبکش از دستش افتاد و از ترس دستش رفت رو قلبش. ترسیدن مامان خیلی باحال بود. کل آشپزخونه پر سبزی شده بود. مثل این فیلمها. مخصوصا" همین فیلم دیشبیه. نیشم تا بناگوش باز شده بود. من: مامان خوبی؟ چی شد ؟ مامانم که یکم آرومتر شده بود یه چشم غره به من رفت و یه پشت چشمم برام نازک کرد و گفت: دختر این چه ریختیه واسه خودت درست کردی؟ آدم زهره اش آب میشه. گیج سرمو خاروندم و گفتم: چرا؟؟؟؟ دوباره یه چشم غره رفت بهم و با حرص گفت: همینه دیگه وقتی روز و شبت قاطی میشه همین میشه. اینم از ریخت و قیافت. حرفم که گوش نمیدی. همش سرت تو اون کامپیوتر و تلویزیونه. چسبیدی تو اتاقت و بیرون نمیای. نه تو خونه یه دور می زنی نه از خونه بیرون می ری ببینی دنیا دست کیه.

دانلود رمان

دانلود رمان جدید

لینک های دانلود :
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - کتابچه [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - پرنیان [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar و Jad در فایل فشرده Zip [ دانلود ]
  • نسخه آندروید با فرمت Apk [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل و بدون فشرده [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل در فایل فشرده Zip [ دانلود ]
  • نسخه ePub برای آیفون و آندروید و ... [ دانلود ]
  • 14997 بازدید
  • پریسا .ش
  • منبع
پیشنهاد مه تیک به کاربران آندرویدی

کاربرانی که از طریق وسیله ی آندرویدی خود اقدام به مطالعه رمانهای نسخه ePub می کنند نیاز به برنامه Moon Reader Pro دارند که ما نسخه کامل آن را بصورت رایگان در لینک زیر در اختیارتان قرار داده ایم. در این برنامه به راحتی میتوانید اندازه فونت، رنگ فونت، پس زمینه و سایر موارد را به دلخواه خود تنظیم کنید.

دانلود آخرین نسخه برنامه کتابخوان مون ریدر اندروید

این پست 2 سال پیش توسط پریسا .ش ارسال شده: دیگه توی سایت فعالیتی ندارم دوستان... خدانگهدار!!!
حرفای خودمونی (حتما مطالعه شود)

1 - رمانهایی که از تاریخ خرداد 94 بر روی سایت قرار داده شده اند همگی توسط چند کاربر سایت آماده میشوند و برایمان ارسال میشود، نویسنده هایی که قصد چاپ رمان را دارند بدون هیچگونه بی احترامی و رفتار تند و ناخوشآیند ما را در جریان قرار دهید.

2 - در صورتی که رمانی را تایپ کرده اید و قصد انتشار آن را در وبسایت مه تیک دارید از طریق قسمت تماس با ما اطلاع دهید.

3 - در قسمت نظرات سعی کنید مرتبط با موضوع دیدگاه بنویسید و از درخواست لینک رمانهای حذف شده و گذاشتن آدرس ایمیل، آی دی شبکه های اجتماعی، شماره و ... جدا خودداری کنید.

4 - اکثر رمانها از سایت نودوهشتیا بر روی سایت قرار داده میشوند که منابع و نام نویسنده در آنها درج شده است

5 - تمامی رمانهای سایت درخواستی کاربران میباشد، در مه تیک قبل از هر چیزی نظر کاربران در اولویت است.

6 - من توی تعطیلات تابستون هستم و ایران نیستم, توی این مدت سایت دست دوست عزیزمون سحر هستش.

7 - همین دیگه، همیشه خوش باشید. ;)

نظرات
شیوا گفته : ۱۶:۴۷ - ۱۳۹۴/۰۳/۱۱

اگ امکانش باشه ممنون میشم رمان کنارم بمون جلد دومش رو قرار بدید

شیوا گفته : ۱۶:۴۶ - ۱۳۹۴/۰۳/۱۱

ممنون رمان زیبایی بود برا بار دوم خوندمش

faranak گفته : ۱۲:۵۲ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۹

سلام خسته نباشید
این رمان عالی بود ممنون.
امکانش هست رمان لالایی برای بیداری رو بذارید.
بازم ممنون

    میثم گفته : ۱۲:۵۳ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۹

    خواهش میکنم, فرانک جان این رمان قبلا توی سایت گذاشته شده: http://mahtik.ir/1944

دنیا گفته : ۲۲:۳۶ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۲

سلام مرسی عااالیییی بود.میشه بی زحمت رمان اکسیرعشق بذارین

shaya گفته : ۱۴:۱۷ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۱

أین رمان فوق العادست من به همه توصیش میکنم

mahshid گفته : ۱۲:۳۳ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۱

سلام و خسته نباشید به پریسای عزیز.. این رمانو من قبلا خوندم.. یه عاشقانه ی عالی.. مرسی از زحماتتون :-*

    پریسا .ش گفته : ۲۳:۴۲ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۱

    سلام…مرسی…خواهش میکنم

رمان های پیشنهادی