دانلود رمان تسلیت قلب صبورم

  • نام رمان : تسلیت قلب صبورم
  • نویسنده : تردید
  • صفحات : پرنیان 2608 صفحه و پی دی اف 367 صفحه

دانلود رمان تسلیت قلب صبورم

خلاصه داستان : چه ناغافل بذر عشق را در خاک وجود مردی بیمار کاشت... بیمار که میگویم مفهوم بیماری روانی است... یک بیماری شایع در معدود مردان... این غفلت؛ منظورم همین عشق ناغافل تاوان دارد.. تاوانی سخت که میتوان خود سوزی تعبیرش کرد.. آخ که چه سخت است این غرامت ناجوانمردانه...!!

دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان آندروید

قسمتی از قلم نویسنده : خواهرکم را با کلی اصرار برای برخاستن از خواب و صرف چند لقمه ای از کره عسل چیده شده در سفره؛ راهی پیش دبستانی کرده و خودم را هم همراه با دربستی به مزون لباسِ عروس. دو سالی بود که ان مزون شده بود محل کسب درامد و محل کسب تجربه... صاحبش میانسالی اهل فن بود و سخی در اموختن تجارب دیرینه اش... تجاربی که من تشنه انها بودم. بله، تجربه در دوخت و دوز ان پارچه های سفید و تور های گیپور.. کشیدن طرح های شکیل و چشم نواز. در یکی از مراکز فنی، دوخت لباس عروس را فراگرفتم و با کمک یکی از دوستان در این مغازه بالا نشین، که با دیزاین فوق العاده اش چشم هر زوج جوانی را خیره به خود می کرد و صد البته باید گفت که کم تر زوجی با دست پر از این مغازه خارج می شد، استخدام شده و حالا با حقوق هر ماهه ام خرج پدر اهل دود و خواهر اهل رویاهای کودکانه اش را می پردازم و صدایم هم در نمی اید.. ناله ام هم فریاد نمی شود... چرا که من عاشق زندگی در جوار خانواده ناقص و عاشق خواهر جان کوچکم بوده. بله خانواده مان ناقص است و تهی از رد و اثر مادر.. بله، من فقط عاشق خواهرم هستم و پدر نا اهلم سهمی در این حباب عاشقانه نداشته و ندارد. - سلام. خیلی خوش اومدید. دختر جوان که با دیدن ان تور و پارچه های قیمتی، چشمان رنگی اش وش زد و دست مرد جوان را در مشتش مشت؛ با صدایی زمزمه وار "سلامی" کرده و ژورنالی را تقاضا. :- چه طرحی مد نظرتون هست؟؟! بدون توجه به پرسش دوستانه ام، ورق به ورق ان کاغذ های روغنی را ورق زد و در اخر با بد سلیقگی تمام، یکی از ان مدل های بسیار ساده را گزینش و داماد بیچاره را در همین اول زندگی با ان قیمت نجومی دل زده و اخمانش را درهم و لبانش را فشرده و من دیگر در کنارشان نماندم تا ببینم ان جر و بحث به تدریج شدت یافته را.

دانلود رمان

دانلود رمان جدید

لینک های دانلود :
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - کتابچه [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - پرنیان [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar و Jad در فایل فشرده Zip [ دانلود ]
  • نسخه آندروید با فرمت Apk [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل و بدون فشرده [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل در فایل فشرده Zip [ دانلود ]
  • نسخه ePub برای آیفون و آندروید و ... [ دانلود ]
  • 16266 بازدید
  • جعفر
  • منبع
پیشنهاد مه تیک به کاربران آندرویدی

کاربرانی که از طریق وسیله ی آندرویدی خود اقدام به مطالعه رمانهای نسخه ePub می کنند نیاز به برنامه Moon Reader Pro دارند که ما نسخه کامل آن را بصورت رایگان در لینک زیر در اختیارتان قرار داده ایم. در این برنامه به راحتی میتوانید اندازه فونت، رنگ فونت، پس زمینه و سایر موارد را به دلخواه خود تنظیم کنید.

دانلود آخرین نسخه برنامه کتابخوان مون ریدر اندروید

این پست 2 سال پیش توسط جعفر ارسال شده: مثلا دانشجوی شیمی
حرفای خودمونی (حتما مطالعه شود)

1 - رمانهایی که از تاریخ خرداد 94 بر روی سایت قرار داده شده اند همگی توسط چند کاربر سایت آماده میشوند و برایمان ارسال میشود، نویسنده هایی که قصد چاپ رمان را دارند بدون هیچگونه بی احترامی و رفتار تند و ناخوشآیند ما را در جریان قرار دهید.

2 - در صورتی که رمانی را تایپ کرده اید و قصد انتشار آن را در وبسایت مه تیک دارید از طریق قسمت تماس با ما اطلاع دهید.

3 - در قسمت نظرات سعی کنید مرتبط با موضوع دیدگاه بنویسید و از درخواست لینک رمانهای حذف شده و گذاشتن آدرس ایمیل، آی دی شبکه های اجتماعی، شماره و ... جدا خودداری کنید.

4 - اکثر رمانها از سایت نودوهشتیا بر روی سایت قرار داده میشوند که منابع و نام نویسنده در آنها درج شده است

5 - تمامی رمانهای سایت درخواستی کاربران میباشد، در مه تیک قبل از هر چیزی نظر کاربران در اولویت است.

6 - من توی تعطیلات تابستون هستم و ایران نیستم, توی این مدت سایت دست دوست عزیزمون سحر هستش.

7 - همین دیگه، همیشه خوش باشید. ;)

نظرات
الهه گفته : ۲۳:۳۶ - ۱۳۹۴/۰۳/۱۰

سلام .سایتتون خیلی عالیه رماناتون هم خوبه ولی این رمانتون خوب نبود حیفه وقتم ک گذاشتم این رمانو خوندم خیلی خیلی تلخ بود .باتشکراز ادمین عزیزبابت رمانایی ک میذارن

mahtab گفته : ۲۰:۲۶ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۷

سلام میشه رمان قتل سپندیار و جلد دومشو بذارین!؟؟؟
مررررسی

    میثم گفته : ۱۶:۵۲ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۸

    کمی قدیمیه ولی چشم فرصت کنیم حتما قرار میدیم

mona گفته : ۱۱:۳۲ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۷

سلام.
رمان خوبی بود اما بسیار تلخ. من نمیگم زندگی ما همیشه گل و بلبله (! ) اما دیگه اینجوری هم نیست. واقعیتش بعد از اتمام رمان، من اصلاً حس خوبی نداشتم. با اینکه اعتقاد دارم همیشه همه چی به خوبی و خوشی تموم نمیشه اما اینقدر تلخ آدم رو اذیت میکنه.
با تمام این تفاسیر هر کاری که براش زحمت کشیده شده باشه، قطعاً قابل احترامه.
ممنون از شما.

melika گفته : ۱۱:۲۶ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۷

سلام.
با اجازه اتون الآن فردای اون امشبیه که خواستید رمان رو بذارید.
مرسی. 😀

    میثم گفته : ۱۶:۴۷ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۸

    معذرت میخام سرم شلوغ بود, نیم ساعت پیش جلد دوم آدم و حوا رو گذاشتم

ترديد گفته : ۱:۴۲ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۷

چی بگم والا!!!
باشه، بخشیدمتون! البته نظره لطفتون هست. خداکنه خوب از کار دراومده باشه و هم من و هم شما نتیجه زحمتمون رو بگیریم!
در هرصورت خسته نباشید.
تا رمان های بعدی و کسب اجازه از سوی بنده؛ خدانگهدار!!

    میثم گفته : ۱۶:۴۶ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۸

    موفق باشین

ترديد گفته : ۲۳:۲۷ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۶

از کل شکایتم فقط اون بند اخر راجع به ویرایش رمانم رو فقط خوندید، نه؟؟؟؟؟؟!!!
انگار کاری نمیشه کرد جز تشکر.. خب راستش! باید اعتراف کنم خوب تایپش کردید.
در هرحال خسته نباشید!!!!

    میثم گفته : ۲۳:۴۱ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۶

    خب آره دیگه جاهایی که به نفعم باشه رو فقط میبینم 😀
    از شما هم ممنون :) نویسنده های خوش قلم تعدادشون کمه و کاربرا اعتراض میکنن به خاطر بعضی رمانا که الکی وقتشونو میگیره, ولی رمان شما رمانی بود که درخواست بالایی داشت

ناهید گفته : ۲۰:۲۴ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۶

ممنون سایتتون بی نظیره رمانهای گلچین و زیبایی می گذارید

melika گفته : ۱۲:۱۷ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۶

سلام. روزتون بخیر.
ممنون میشم اگه رمان کنارم بمان رو بذارید.
تموم شده ولی تایپیکش هنوز قفل نشده.
ممنون.

    میثم گفته : ۱۵:۱۶ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۶

    چشم امشب میذارمش

باران گفته : ۸:۰۷ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۶

سلام یک دنیا ممنون اقا ی مهاجر بابت کمکت.

    میثم گفته : ۱۵:۱۵ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۶

    خواهش میکنم عزیزم

باران گفته : ۲۲:۳۶ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۵

سلام بابت رمان های خوبتون دوست عزیز چرا گوشی من رمان دانلود نمیکنه ولی عکسو براحتی دانلود میکنه شما میدونی مشکلش چیه چون قبلا به راحتی دانلود میشد ممنون از شما

negi1362 گفته : ۱۴:۳۵ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۵

رمان زمین به شکل احمقانه ای گرداست رو لطفابذارید.

    میثم گفته : ۱۸:۳۴ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۵

    این رمان چاپ شده

mona گفته : ۱۳:۲۷ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۵

سلام.خسته نباشید.
دانشگاه تشریف دارم. با بچه ها همگی رمان کوچ رو درخواست میکنیم.
ایشالا که رفتیم خونه بخونیم.
مرسی.

    میثم گفته : ۱۸:۳۳ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۵

    ممنون, چند دقیقه پیش گذاشتمش

تردید گفته : ۲۲:۵۳ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۴

اما اخوی!!!این اصلا دلیل منطقی نیست.
کی باورش میشه من دارم مثل دختر بچه های کوچولو اشک میریزم!..اخه فقط که شما نیستی، چند تای دیگه هم هست…
حداقل میذاشتید، یک ویرایشی می کردم!!!!!!!

    میثم گفته : ۱۸:۲۸ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۵

    ویرایش تموم شد برامون بفرس جایگزین میکنیم

    نگار گفته : ۱۲:۵۱ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۰

    خیلی رمان خوبی بود

تردید گفته : ۲۲:۰۵ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۴

من نویسنده این رمان هستم و قصدم از نوشتن این داستان، به اشتراک گذاشتنش بین کاربران انجمن ۹۸ia بود و هست.!!!
کاش یک رخصتی از بنده می گرفتید برای قرار دادن این داستان در سایتتون!!!!!

    میثم گفته : ۲۲:۲۴ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۴

    معذرت میخام یوزرم بن شده بود

melika گفته : ۱۸:۲۵ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۴

سلام.ممنون.

    میثم گفته : ۱۸:۴۲ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۴

    خواهش میکنم

مريم گفته : ۱۸:۰۳ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۴

ممنون آقای مهاجر بابت رمان

    میثم گفته : ۱۸:۴۲ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۴

    خواهش میکنم

رمان های پیشنهادی