دانلود رمان نگاه آخر نسخه جاوا, آندروید, EPub و PDF
سلام دوستان, امروز براتون یه رمان زیبا و خوندی رو آماده کردم که بهتون پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید و بخونید و نظراتتونو در موردش باهامون در میون بذارید. شاد باشید.

  • نام رمان : نگاه آخر
  • نویسنده : زهرا حسینی
  • صفحات : پرنیان 2940 صفحه و پی دی اف 442 صفحه

دانلود رمان نگاه آخر نسخه جاوا, آندروید, EPub و PDF

خلاصه داستان : می گویند : خلاصه اش کن ...
خلاصه ی قصه ی غصـــــه های باران سه حرف بیشتر نیست ...
خلاصه اش می شود " درد "...
باران دختری شاد و سرسخت بود که ناخواسته وارد یه بازی بی رحم و پر از قربانی شد و باران پاک و معصومی که زندگیش سرشار از آرامش بود با ورود به این بازی روزگارش با جنایت ، قتل ، کینه و ... آمیخته شد و وقتی سرنوشت همه ی داراییش رو گرفت قسم خورد که انتقام بگیره و برای اینکار پا روی تمام ارزش هاش گذاشت و ...

دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان آندروید

قسمتی از قلم نویسنده : به سمتم حمله ور شد و در حالي كه موهام رو بي رحمانه مي كشيد داد زد :
فكر مي كني من خيلي ازت خوشم مي ياد ؟؟ برو جانم برو ... مطمئن باش نفرت من به تو صد درجه بيشتره ... مطمئن باش ضربه هايي كه تو بهم زدي خيلي بد تر از ضربه هاي من بود ...
هاله اي از اشك خاكستر چشماش رو پوشوند ... لب هاش مي لرزيد ... تمام وجودش مي لرزيد ... چشماش قرمز شده بود ... ديگه موهام رو نمي كشيد و رهام كرده بود ولي با صدايي كه مرتعش بود ادامه داد :
مهراب ... اون ... اون ... به خاطر توي آشغال به اون روز رسيد ... اون داشت درمون مي شد ... حالش داشت روز به روز بهتر مي شد پنج سال تموم زحمت كشيدم كه حداقل يه ذره اون رو به زندگي بر گردونم ولي با ضربه اي كه توي نفهم بهش زدي اون دوباره عقلش رو از دست داد ... دوباره برگشت به پنج سال پيش ... اون رفت و فقط به خاطر تو بود كه باهامون وداع كرد ... اون برادرم بود ... از گوشت و خونم بود ... نفسم به نفسش بسته بود ... اون تازه داشت زخماي قلبش رو كه از عشقش خورده بود رو ترميم مي كرد ... تازه دلداده بود ... تازه داشت فراموش مي كرد كه تو روز عروسيش چه جوري همه ي زندگشي رو باخت ... ...تو و اون داداشت حسرت مهراب رو تو دلم گذاشتيد ... آرام ... اون ... اون به ... خواهرم به خاطر امثال شما كه ضربه مي زنيد و مي ريد و پشت سرتون رو هم نگاه نمي كنيد تنهام گذاشت ... مي فهمي يعني چي ؟؟ توي عوضي مي فهمي يعني چي ؟؟مي فهمي چه حسي داره وختي تمام کسایی که عاشقشونی جلوي چشمات ازدست برن ؟؟
اشكاش رو پاك كرد و پوزخندي زد و گفت : شايد اون موقع ها نمي فهميدي ولي الان مطمئنم خوب حاليت كردم ... خوب مي دوني وختي كمرت بشكنه چه حسي داره ... خوب بوي بدبختي رو استشمام كردي !
بغضش شكست ... دلم گرفت و حرف دلم رو به زبون آوردم : مهران من نمي خواستم ... نمي خواستم اينجوري بشه ... اگه مي دونستم عاقبت جدالم اينه خفه مي شدم ... مهران باور كن من نا خواسته وارد اين بازي شدم داد زد : نخواستي ولي كردي ... نخواستي وارد اين بازي بشي ولي شدي ...
من : به خدا همون روزش با اينكه گناه زيادي نداشتم پشيمون شدم ...
مهران : نوشدار پس از مرگ سهراب ؟؟ آخه پشيموني تو بعد از به باد رفتن زندگي من و خانوادم به چه درد مي خوره ؟؟ مگه ديگه چيزي درست مي شه ؟؟ هان ؟
جز اشكام پاسخي براي سوال هاش نداشتم ... حق با اون بود ولي آيا اين ها حق من بود ؟؟ خنده ي بلندي كرد كه البته سرشار از گريه بود و سپس گفت : تو هم بايد مثل خواهرم شي ... سرنوشت تو هم بايد مثل اون باشه ... تو هم بايد عذاب بكشي ... تو هم بايد خون گريه كني ... اينقدر كه خودت با دستاي خودت جلوي چشماي خودم با همون چاقوي لعنتي ... بزني تو قلبت ... بايد تيكه تيكه شدن قلبت رو به چشم ببينم ... چون من مي خوام ... چون ... چون من مي گم ... چون نمي تونم بزارم خون خانواده ام رو زمين بمونه ... نه من نمي تونم...
اشكام به شدت مي باريدن ... گفتم :خيلي سنگ دلي ....
عصباني شد و عربده كشيد : آره من سنگدلم ... قلب من از سنگهِ سنگ ... مگه از خوب بودن چي عايدم شد ؟؟ هان ؟ نتيجه ي پاك بودنم جز بدبختي چي بود ؟؟ د حرف بزن لعنتی؟

دانلود رمان

دانلود رمان جدید

لینک های دانلود :
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - کتابچه [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - پرنیان [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar و Jad در فایل فشرده Zip [ دانلود ]
  • نسخه آندروید با فرمت Apk [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل و بدون فشرده [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل در فایل فشرده Zip [ دانلود ]
  • نسخه ePub برای آیفون و آندروید و ... [ دانلود ]
  • 42549 بازدید
  • جعفر
پیشنهاد مه تیک به کاربران آندرویدی

کاربرانی که از طریق وسیله ی آندرویدی خود اقدام به مطالعه رمانهای نسخه ePub می کنند نیاز به برنامه Moon Reader Pro دارند که ما نسخه کامل آن را بصورت رایگان در لینک زیر در اختیارتان قرار داده ایم. در این برنامه به راحتی میتوانید اندازه فونت، رنگ فونت، پس زمینه و سایر موارد را به دلخواه خود تنظیم کنید.

دانلود آخرین نسخه برنامه کتابخوان مون ریدر اندروید

این پست 2 سال پیش توسط جعفر ارسال شده: مثلا دانشجوی شیمی
حرفای خودمونی (حتما مطالعه شود)

1 - رمانهایی که از تاریخ خرداد 94 بر روی سایت قرار داده شده اند همگی توسط چند کاربر سایت آماده میشوند و برایمان ارسال میشود، نویسنده هایی که قصد چاپ رمان را دارند بدون هیچگونه بی احترامی و رفتار تند و ناخوشآیند ما را در جریان قرار دهید.

2 - در صورتی که رمانی را تایپ کرده اید و قصد انتشار آن را در وبسایت مه تیک دارید از طریق قسمت تماس با ما اطلاع دهید.

3 - در قسمت نظرات سعی کنید مرتبط با موضوع دیدگاه بنویسید و از درخواست لینک رمانهای حذف شده و گذاشتن آدرس ایمیل، آی دی شبکه های اجتماعی، شماره و ... جدا خودداری کنید.

4 - اکثر رمانها از سایت نودوهشتیا بر روی سایت قرار داده میشوند که منابع و نام نویسنده در آنها درج شده است

5 - تمامی رمانهای سایت درخواستی کاربران میباشد، در مه تیک قبل از هر چیزی نظر کاربران در اولویت است.

6 - من توی تعطیلات تابستون هستم و ایران نیستم, توی این مدت سایت دست دوست عزیزمون سحر هستش.

7 - همین دیگه، همیشه خوش باشید. ;)

نظرات
غزال گفته : ۱۵:۴۰ - ۱۳۹۴/۰۸/۰۴

چند قسمت اولشو خوندم اصلا جذاب نبود و واقعی به نظر نمیرسید مگه میشه آدما در عرض یک هفته عاشق شن؟یعنی مهراب فقط عاشق زیبایی عسل شده بود داشت خودشو واسش تیکه پاره میکرد؟؟؟تازه شخصیت عسلم اصلا به دل نمینشست. بعدش من موندم چرا تو همه رمانا یارو پولداره بعد تمام مشکلاتی که واسه کارکترای یک رمانه عشقاشونو رسیدن به همه هه انگار اصلا تو این دنیا مشکل دیگه نداریم همه چسبیدن به عاشق شدن واقعا که شبیه فیلما بود

nilofar گفته : ۱۵:۲۵ - ۱۳۹۴/۰۷/۰۸

Kheili maskhare bod

sevil گفته : ۱:۰۹ - ۱۳۹۴/۰۴/۱۸

Tashakor mikonam az khanoome hoseyliyni.ama.man entezare bishtari az in.romaneshun dashtam ba tavajjoh be inke jozve romanaye por bazdid bud.bi derang dan kardam.ama moteassefane dastan ziyadi dur az vageiyat be nazar miyumad.va hatta dar kamale ta’assof galate emlayi va negaresshiye ziyadi hambdasht.ke fek nemikonam hame baraye type bashe

غزل گفته : ۱۴:۳۷ - ۱۳۹۴/۰۴/۱۷

واسه این رمان نظر ندم خیلی خرم…فوق العاده بود…ب خاطرش زیاد اشک ریختم…چون دختریم که شکست بزرگ عشقی خوردم و با خوندن رمان میخوام اشک بریزمو سبک شم…خانم زهرا حسینی واقعا ممنونم ازتون خیلی محشر بود

    زهرا حسینیツ گفته : ۰:۳۳ - ۱۳۹۴/۰۴/۱۸

    متشڪرم ، لطف دارین دوست عزیز …
    از صمیم قلب آرزو مۍ ڪنم ڪه همیشه بہ دور از همه غم ها میزبان تمام خوشبختی ها باشین !

سارا گفته : ۱۶:۰۹ - ۱۳۹۴/۰۴/۱۵

سلام..میشه لطفا یه رمان خارجی که مثل فاجعه ی زیباقشنگوهیجانی وعاشقانه باشه معرفیکنید

    میثم گفته : ۱۳:۲۴ - ۱۳۹۴/۰۴/۱۷

    متاسفانه اهل رمان نیستم
    دوستان اگه میتونن دوستمون رو راهنمایی کنن

هلیا گفته : ۱:۲۵ - ۱۳۹۴/۰۴/۱۵

سلام
ممنون از سایت خوبتون
میشه رمان بی پناهم پناهم ده رو بذارین؟؟
یا حداقل ب ایمیلم بفرستین

شادن گفته : ۰:۲۹ - ۱۳۹۴/۰۴/۱۳

سلام با شکر از مدیر سایت
میشه رمان راند دوم(ادامه رمان رییس کیه)رو بدارید.:-)

شیرین گفته : ۲۳:۲۸ - ۱۳۹۴/۰۴/۰۷

سلام لطفا رمان میوه منحوس رو بزارید ممنون میشم

    میثم گفته : ۱۷:۳۳ - ۱۳۹۴/۰۴/۰۹

    امشب

آرشین گفته : ۲۲:۲۶ - ۱۳۹۴/۰۴/۰۵

مرسی نویسنده عزیز که بهم جواب دادی…پس پلیسا مثل همیشه دیر میرسن..ماهانم پر عقده و انتقام بوده به جای زندگی کردن رفته تو کشت و کشتار…مهران مهراب و آرام تاوان گناه مادر و خودشونو دادن…امیدوارم رمان بعدیت داستانی هزار مرتبه بهتر از این داشته باشه…البته پر صحنه های هیجان انگیز باشه…اسم رمان بعدیت چی هست؟؟مایلم باهات در ارتباط باشم نویسنده عزیز..

    زهرا حسینی ツ گفته : ۵:۱۲ - ۱۳۹۴/۰۴/۰۶

    ممنون دوست عزیز لطف دارین …
    در مورد اسمش مطمئن نیستم ولی ممکنه ” از آدامس تا عشق ” باشه …

آرشین گفته : ۱۷:۱۹ - ۱۳۹۴/۰۴/۰۳

مرسی از رمان..فقط چند تا سوال برام پیش اومد..اول اینکه گناه باران چی بود که ماهان ازش انتقام گرقت؟ مخصوصا آخر داستان که میگفت این برای مادرم خواهرم و خودم؟؟..دوم اینکه چرا صحنه های هیجان انگیز مثل سکته باران و چاقو خوردنش رو نصفه نیمه نوشتی؟اینجوری از هیجانشون خیلی کم میشه..حداقل تو صحنه آخر ضجه مویه های کیاشا رو بیشتر میزاشتی..سوم اینکه اونجور که اینا از ماهان میترسیدن ادم فکر میکنه ماهان عضو یه گروه جنایتکار و قاچاقچیه در صورتی که اصلا اینطور نبود فقط فکر و زور و پول داشت!!!چرا از اول هیچکس به پلیس مراجعه نکرد؟؟!!..چهارم اینکه همه این انتقام گیریا به خاطر ماجرای اون فیلم بود؟؟؟نویسنده لطفا به این سوالا پاسخ بده؟..

    زهرا حسینۍ گفته : ۲۰:۱۸ - ۱۳۹۴/۰۴/۰۳

    ۱) ماهان تموم این مدت باران رو ب ویژه باراد رو برای مهران مقصر جلوه داد تا یک خودش مورد اتهام قرار نگیره و دوم اینکه مهران رو ب پوچی برسونه و موفق هم شد ( آخر رمان ک مهران حقایق رو فهمید و عذاب وجدان و … دامن گیرش شد ) و سوم اینکه سره قضیه ی سایه ورهام. ب اندازه کافی از باراد عقده داشت !
    ۲) چشم تو رمان های بعدی گسترده تر می گم ツ
    ۳) ب قتل رسوندن خانواده و عزیزان و تهدید جون ، وادار کردن کسی ب خودکشی (سایه با وجود اینکه قبلا دوستش داشت ) و آدم ربایی و … مسلما از آدم ی فرد ترسناک رو می سازہ و اینکہ باران ، باراد، پری و … چون تو این کارا نبودن مسلما خودشون رو با کوچک ترین خلاف و اشتباهی باخت می دن !
    ۴) انتقام گیری ماهان ب دلیل جون مادرش و سوزوندن جسدش جلوی چشمای خودش ، سایہ ، رهام ، بالاکشیدن ثروتش ب دست مریم ، ۱۹ سال دروی از خواهرش و …
    انتقام گیری مهران ب دلیل مهراب ، آرام ، شرکت مهراب و …
    برای باراد ب دلیل پیدا کردن حقیقتی ک باعث مرگ سایه و این همه قربانی شد …
    رهام برای خانواده اش ب ویژه پدرش و …
    باران هم ک آخرین نفر بود برای عزیزاش علل خصوص باراد ک در جریان هستین و تموم کردن کاری که باراد هرگز موفق نشدツ

    زهرا حسینیツ گفته : ۲۱:۰۵ - ۱۳۹۴/۰۴/۰۳

    و اما پلیس : همونطور ک مختصرا تو داستان گفتم پلیس درست از زمان تیر اندازی افراد ماهان ب ویلایی ک باراد و باران توش بودن ( آخرین شب تابستون ) و ربوده شدن باران توسط مهران و قتل مروارید و تیر خوردن باراد توسط ماهان شروع شد و برای پیدا کردن اونها و جلوگیری از ادامه ی تمام این جنایت ها ادامه پیدا کرد . همچنین پیدا شدن باران و نجاتش توسط پلیس و ب کمک اطلاعات کیاشا و … صورت گرفت.
    حتی اوایل داستان سر قضایای مهراب هم پلیس حضور داشت و ذکر کرده بودم ! ツ‌

negi1362 گفته : ۱۳:۰۰ - ۱۳۹۴/۰۳/۳۰

بابامن نشستم رمان منی که سخت میگیرم رو بخونم حوصلم سررفت.اصلاتواین ۴۰۰ صفحه ای که خوندم یه اتفاق باحال نیفتاد.این رمانه مثل اینکه جالبه. میشه خلاصشو بگی؟

    میثم گفته : ۱۴:۰۸ - ۱۳۹۴/۰۳/۳۰

    خلاص در مورد یه دختره که داستانشو نوشته 😀 تا همینجا اطلاع دارم

atiye گفته : ۲۳:۰۹ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۹

سلاااااااااام.آخرش خوب تموم میشه؟

    میثم گفته : ۲۳:۲۱ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۹

    بله خوبه

ali گفته : ۱۶:۵۸ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۹

من ک خیلی خوشم اومد ، هیجان انگیز بود و البته غمگین !
موفق و موید باشین …

saraaa گفته : ۱۶:۲۳ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۹

Kheili ziba bood , afarin
Mmnoon az sitetoon

سهیلا گفته : ۱۰:۰۱ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۸

اصلا خوب و جالب نبود بچگانه بود

sarah گفته : ۱۱:۲۶ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۷

میثمی عزیز سلام
من این رمان رو حدودا هفته قبل خوندم … روز اولی که اومد توی صفحه …… شخصیت های رمان پردازش خوبی داشت ….. حس تمام کاراکتر ها به خوبی منتقل شده بود ….. شخصیت اصلی رمان به خوبی با هر صفحه رمان معرفی شد با هر خط تجربه کسب کرد و حس های درونیش پخته تر و کاملتر شدند
منتظر کار های بعد شما نویسنده عزیز هستم
موفق و پیروز باشی .

fateme 78 گفته : ۱۱:۲۴ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۷

سلام میثم جان
رمان خیلی خوبی بود من خیلی وقت بود که دنبال همچین رمانایی میگشتم . بهت تبریک میگم بخاطر قلم خوبت امیدوارم موفق باشی. این رمان و رمان آیو که درحال تایپ هست رو به دوستان توصیه میکنم بخونید .
با تشکر

نگار گفته : ۱۱:۲۲ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۷

رمان جالب و هیجان انگیزی بود و آدم را به شدت جذب میکرد موضوع خیلی خوبی داشت و نثرش هم عالی بود فقط من یه سوال از نویسنده ی محترم داشتم :
این داستان جدی جدی واقعی بود؟

    زهرا حسینی گفته : ۲۳:۴۶ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۹

    ن نبود 😉

ثمین گفته : ۱۱:۲۱ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۷

ممنون از نویسنده بابت زحماتش بخاطر این رمان
اصلا یجور دیگه فکر میکرد یه جور دیگه شد!!
میشه اسم بقیه رمانای نویسنده رو بگین

ریحانه گفته : ۱۱:۱۸ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۷

سلام و عرض تبریک و خسته نباشید به نویسنده عزیز
به نظر من رمان دوست داشتینه و من از خوندنش لذت بردم
به بقیه دوستان هم خوندنش رو توصیه میکنم
زهرا جان ممنون عزیزم

arshin گفته : ۹:۵۵ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۷

مرسی از سایت فوق العادتووووووون
میشه بگید عاشقانه هم داره توش؟

    میثم گفته : ۱۰:۱۲ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۷

    بله اکثر رمانا عاشقانه ست

سمیرا گفته : ۹:۲۷ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۶

سلام اقا میثم لطفا رمان خالکوبی وکوه پنهان روهم بزارید خودم خوندمشون خیلی قشنگن

    میثم گفته : ۲:۰۲ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۷

    خالکوبی رو گذاشتیم

negi1362 گفته : ۰:۲۳ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۵

سلام. چرا دوروزه رمان نمیذارید؟

    میثم گفته : ۱۷:۳۴ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۵

    سلام, پاره ایی از مشغله های روزمره :)

nava گفته : ۱۸:۱۳ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۴

سلام خسته نباشید قرار بود هفته پیش رمان قشاع از نیلوفر قائمی رو بزارید ..خبری نشد

    میثم گفته : ۱۷:۳۳ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۵

    یه نسخه پیدا کردم قسمتی از وسط رمان حذف شده بود, نسخه کاملشو پیدا کنم میذارم

مريم گفته : ۱۱:۱۶ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۴

اینقدر این آقا میثم گفت چقدر زود رمان میخونی چشم زد نامرد
چند روزه نخوندم رمان و هنوز
امروز دیگه باید حتما بخونم،تعریفم زیاد داره کنجکاو شدم

    میثم گفته : ۱۴:۳۳ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۴

    😀 امروزم سه تا رمان خارجی داریم

chic0028 گفته : ۹:۰۶ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۴

سلام میشه رمانهای ژیلا رو بزارید خوان خرچنگ، نبض جهنم، میوه منحوس، از هیچ تا تمام من، نمیدونم کدومشون کامله کدوم در حال تایپ لطف کنید اگه میتونید بزاریدشون

    میثم گفته : ۹:۲۰ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۴

    چشم

زهراحسینی گفته : ۲۰:۴۱ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۳

ن اصلا سخت نیست ولی اگه دقت کنین اونچه ک اصولا تو محاوره می گن ” وخ ” هستش ن ” وقت”
من خودم سر اینکه کدوم رو استفاده کنم دودل بودم برای همین رو طرز صحبت خیلیا دقیق شدم و چون رمان از زبان باران بود و زبانش محاوره اینجوری نوشتم !
😉

mona گفته : ۱۸:۳۸ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۳

سلام.
درکل خوب بود ولی این وخت هاش حسابی رو اعصابم بود.
وقت عزیزم، اینقدر سخته زهرا خانوم؟ !

vida گفته : ۱۷:۱۷ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۳

ای باباokمرسی

زهرا حسینی گفته : ۱۲:۴۷ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۳

خیلی ممنوووووون , لطف دارررین :-*
( زندگی , محسن , مبینازی , کبری ,مریم)

مریم گفته : ۱۱:۱۷ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۳

وااای زهرا جون عالی بود,بهت تبریک میگم,عزیزم,

cobra گفته : ۱:۳۹ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۳

تا الان پنجاه فصلش رو خوندم ، خیلی عالیه .
امیدوارم که همیشه موفق باشین ،اونقدر جذابه که حتما تا فرداتمومش می کنم !
ممنون از سایتتون .

mohsen گفته : ۲۳:۵۵ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۲

بسیااااااار عالی … آفررررین ب قلمتون ، کاملا متفاوت بود و واقعا ارزش خوندن رو داشت !

Mobinazy گفته : ۲۳:۲۸ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۲

به نام خدا…
نویسنده ای ک , ریاضی دان , bookworm تو زبان و دکی قلب آینده و شاعر باشه دیگه ببین رمانش چی می شهههههه !!!
نخونین از دستتون رفتهههههه هااااااا …
( مبینا رفیق فابش)

سیما گفته : ۲۳:۱۸ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۲

ممنون آقا میثم، فقط چرا فعالیت سایت کم شده؟!
سایتای همسایه روزی دو سه تا رمان میذارن

    میثم گفته : ۰:۲۱ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۳

    پریسا رفته، منم تنهایی وقت نمیکنم… سر کارم :-( همشم فکرم رو سایته ک چیکارش کنم

زندگی گفته : ۲۳:۱۰ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۲

زهرا جون تبریک میگم به این قلم زیباتون واقعا جذاب بود توصیه میکنم همتون بخونید.

siran گفته : ۱۸:۳۳ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۲

سلام خوبین درمورد رمان ورزشی که دوست عزیز فرمدند من قبلا دو تا خوندم اگه اشتباه نکنم دختر فوتبالیست یا یه همچین چیزی بود اون یکی هم در مورد والیبال و یکی درمورد بسکتبال بود متاسفانه اسمشو نمی دونم.ممنون

    میثم گفته : ۱۹:۳۶ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۲

    ممنون و خسته نباشید :)

vida گفته : ۱۷:۳۴ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۲

یعنی به فرض مثال شخصیت رمان ورزشکاره برای مثال والیبالیست و …این یعنی رمانی که موضوع ورزشی داره.

    میثم گفته : ۱۷:۵۱ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۲

    خنگول نیستم میدونم اینو 😀 ولی رمان ورزشی ما نداریما !!! مگه اینکه رمان خارجی پیدا کنم… ایرانیا فقط عاشقونست یا کل کل و …

پری گفته : ۱۶:۱۴ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۲

سلام..
چن وقت پیش ازتون خواستم ک رمان :التماس پرگناه،غرورعشق،عملیات مشترک رو بزارین توسایتتون شماهم قول دادین بزارین.ممنون میشم اگ هرچه سریعتراینکارو بکنین…خسته نباشید وروزبخیر

    میثم گفته : ۱۶:۳۱ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۲

    چشم

nava گفته : ۱۵:۴۳ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۲

سلام خسته نباشید .میشه فرمت apk سایتتونو عوض کنید خوندنش سخته امکانش هست مثل. apk نودو هشتیا کنید .کتابهای سایتتون خیلی خوبه ….با تشکر

    میثم گفته : ۱۶:۳۱ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۲

    سیستمم متاسفانه باهاشون مشکل داره, بازتست میکنم ببینم چی میشه

vida گفته : ۱۳:۳۹ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۲

سلام با تشکر از مدیر عزیز بی زحمت رمانایی که موضوع ورزشی دارندبزارید ممنون میشم

    میثم گفته : ۱۶:۲۱ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۲

    رمان ورزشی دیگه چیه؟ 😀

زهرا حسینی گفته : ۱۲:۴۹ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۲

ممنون از همگی ( سحر , مریم ,عسل );-)

زهرا حسینی گفته : ۱۲:۴۴ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۲

ممنووووون دوست عزیز ( در جواب آوید)

asal گفته : ۱۲:۱۴ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۲

سلام رمان خوبی بود
دستتون درد نکنه این نویسنده ا بازم اگر رمان دارن برامون بذارین

آوید گفته : ۱۲:۱۳ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۲

زیبا بود و زهرا جان هم قلم خوبی داشت به دلم نشست منتظر رمانای زیبای ایشون هستم حتما روز به روز هم تو کارت پیشرفت خواهی کرد خانم نویسنده

مريم گفته : ۱۱:۱۳ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۲

واسه کدوم سایته؟
خلاصه شو خوندم خوشم اومد،بخونیم ببینیم خوبه یا نه

    میثم گفته : ۱۱:۴۹ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۲

    واسه کاربرای خودمونه, رمان خوبیه بخونش

ریحانه گفته : ۸:۵۱ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۲

این رمان چاپیه؟ این رمانو تا حالا جای ندیدم

    میثم گفته : ۹:۵۶ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۲

    نه چاپی نیستش, دانلود کنید

سحر گفته : ۸:۵۰ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۲

سلام، ممنون از سایت خوبتون…
میشه گفت رمان خوبیه، من دیشب فصل اولو تموم کردم، توصیه میکنم بخونید

رمان های پیشنهادی