دانلود رمان عناصر موروثی ( جلد سوم آتش افزار گمشده ) نسخه آندروید و PDF
دانلود جلد اول آتش افزار گمشده | دانلود جلد دوم آتش افزار گمشده

  • نام رمان : عناصر موروثی ( جلد سوم آتش افزار گمشده )
  • نویسنده : SANAZ.MF کاربر نودوهشتیا
  • صفحات : پرنیان 650 صفحه و پی دی اف 155 صفحه

دانلود رمان عناصر موروثی ( جلد سوم آتش افزار گمشده ) نسخه آندروید و PDF

خلاصه داستان : الان نوزده سال از گمشده دوقلو های ایناز میگذره... هر چهارنفری که دارای قدرت کنترل عناصر هستن نگرانن که قدرت انها به کی میرسه... عنصر پدرام و نیلو باید به افشین و ارشیا میرسید اما خبری نیست... همه نگرانن که نکنه نسل کنترل کنندگان عناصر از بین بره...
تو این بین ایل ناز و الناز مدرسه اشون تموم میشه و پدرشون اجازه ی کنکور دادن نمیده و اونا هم که خودشون مشتاق نبودن میرن دنبال کار و واسه وضعیت بد مالیشون مجبور به کار در خانه ها میشن و از قضا میرن به خونه ی نیلوفر حمیدی و پدرام و امیری.

دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان آندروید

قسمتی از قلم نویسنده : الناز پاکت پول و از نیلوفر خانم گرفت... کفش هام و پوشیدم و بلند شدم:
: دستتون درد نکنه نیلوفر خانم...
: دست شما ها درد نکنه... راستش میخواستم یه شماره ازتون بگیرم که اگه بازم بود بهتون زنگ بزنم...
اخمی کردم... الناز باشه ای گفت بی توجه به من تنها شماره ای که داشتیم و داد... بعدشم با هم از خونه خارج شدیم...
نفس عمیقی کشیدم و پاکت و از الناز گرفتم... با خستگی پول هارو در آوردم و توقع داشتم 50 یا نهایتش 60 تومن رو ببینم ولی با دیدن 150 هزار تومن هنگ کردم... چرا انقدر زیاااااد؟؟؟
: وای الی این جا رو؟؟؟ چرا انقدر زیاده؟؟؟
الناز هم با تعجب گفت:
: نمیدونم... وای ایل ناز این خیلی بیشتر از پولیه که باید بهمون بده...
با حیرت خواستم برگردم که الناز دستمون و گرفت:
: ایل ناز اینا رو تو پاکت گذاشته... یعنی خودش میخواسته که انقدر بده چرا داری بر میگردی؟؟؟
: میترسم یه وقت اشتباهی گذاشته باشه...
: بذار اینا باشه این یارو شماره گرفت دفعه ی دیگه اگه کمتر داد میفهمیم اشتباه کرده و پولش و بر میگردونیم ولی این جوری بده...
سری تکون دادم:
: باشه پس با این حساب دیگه فقط یکم پول نیاز داریم.... اوه راستی.. دفعه ی دیگه ای در کار نیست.
پوزخندی زدم و همون طور که گام هام و بلند تر میکردم گفتم:
: مگه پول اجاره اون آلونک چقدره؟؟؟ پول عرق و مواد اون مرتیکه جور بشه دیگه تا چند وقت مارو یادش نمیاد..
تا شب به چند خونه ی دیگه ای هم رفتیم...
روز جمعه و منطقه بالا ی شهر درامد خوبی داشت... کم کم همه ی پول اجاره در اومد و با الناز به خونه رفتیم...
اما ای کاش نمیرفتیم اخه وقتی رفتیم بابا رو خونه دیدم... ساعت تقریبا ده بود و داشتم هلاک میشدم ولی این وجود این سر خر نشون از این بود که فعلا از خواب خبری نیست...
بابام و اصلا دوست ندارم... اون در حقم پدری نکرده که وظیفه ام بدونم که دوسش داشته باشم... از هفت روز هفته هشت روزش و خونه نیست. سنش خیلی زیاده و فکرکنم مادرم دیر حامله شده و به گفته ی کاوه ینی پدرم هم سر زا مرده... هیچ وقت هم نذاشت ما سر مزارش بریم و بهمون نگفت کجاست...
با صدای داد کاوه به خودم اومدم:
: کدوم گوری بودین ها؟؟؟
الناز با پرویی گفت:
: الان مثلا نگرانی؟؟؟
بلند شد و اومد جلوم ایستاد:
: اگه نگران شما انگلا نبودم که وقتم و هدر نمیکردم و نمیومدم اینجا.
: تو اگه نگران بود هفت روز هفته رو نمیرفتم پی الواتی ات...
چشماش اتشین شد و اومد جلو:
: من هر چقدرم برم پی الواتی ام بازم نذاشتم شما دوتا به دوتا فا*حشه تبدیل بشین...
نفس عمیقی کشیدم...
خیلی این حرفش عصبی ام کردم و هیچ طوری نتونستم تحمل بکنم و یکی محکم زدمتو دهنش که پرت شد... بهت زده به بابام که پرت شده بود یه گوشه نگاه کردم... النازم حال من و داشت... نذاشتم بهتم اجازه بده اون هر گهی میخواد بخوره...داد زدم:
: من اگه تبدیل به دوتا موجود اضافی نشدیم به همت خودمون بوده... بخاطر تلاش خودمون بوده... نه توی کره خری که سال به سال نمیبینیمت... نه تویی که از وقتی یادم میاد یه محبت خشک و خالی هم بهمون نکردی... نه تویی که اسم پدر زیادیته.
دست الناز و گرفتم و بردم توی اتاق... همون وسط اتاق ایستادم و غرغر کردم:
: مرتیکه الدنگ... مرتیکه( بــــووووق) ...
خواستم بازم فحش بدم که الناز ناله ای کرد... با نگرانی نگاهش کردم که دیدم سعی داره دستشو ازتوی دستم در بیاره..

دانلود رمان

دانلود رمان جدید

لینک های دانلود :
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - کتابچه [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - پرنیان [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar و Jad در فایل فشرده Zip [ دانلود ]
  • نسخه آندروید با فرمت Apk [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل و بدون فشرده [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل در فایل فشرده Zip [ دانلود ]
  • نسخه ePub برای آیفون و آندروید و ... [ دانلود ]
  • 3978 بازدید
  • جعفر
  • منبع
پیشنهاد مه تیک به کاربران آندرویدی

کاربرانی که از طریق وسیله ی آندرویدی خود اقدام به مطالعه رمانهای نسخه ePub می کنند نیاز به برنامه Moon Reader Pro دارند که ما نسخه کامل آن را بصورت رایگان در لینک زیر در اختیارتان قرار داده ایم. در این برنامه به راحتی میتوانید اندازه فونت، رنگ فونت، پس زمینه و سایر موارد را به دلخواه خود تنظیم کنید.

دانلود آخرین نسخه برنامه کتابخوان مون ریدر اندروید

این پست 2 سال پیش توسط جعفر ارسال شده: مثلا دانشجوی شیمی
حرفای خودمونی (حتما مطالعه شود)

1 - رمانهایی که از تاریخ خرداد 94 بر روی سایت قرار داده شده اند همگی توسط چند کاربر سایت آماده میشوند و برایمان ارسال میشود، نویسنده هایی که قصد چاپ رمان را دارند بدون هیچگونه بی احترامی و رفتار تند و ناخوشآیند ما را در جریان قرار دهید.

2 - در صورتی که رمانی را تایپ کرده اید و قصد انتشار آن را در وبسایت مه تیک دارید از طریق قسمت تماس با ما اطلاع دهید.

3 - در قسمت نظرات سعی کنید مرتبط با موضوع دیدگاه بنویسید و از درخواست لینک رمانهای حذف شده و گذاشتن آدرس ایمیل، آی دی شبکه های اجتماعی، شماره و ... جدا خودداری کنید.

4 - اکثر رمانها از سایت نودوهشتیا بر روی سایت قرار داده میشوند که منابع و نام نویسنده در آنها درج شده است

5 - تمامی رمانهای سایت درخواستی کاربران میباشد، در مه تیک قبل از هر چیزی نظر کاربران در اولویت است.

6 - من توی تعطیلات تابستون هستم و ایران نیستم, توی این مدت سایت دست دوست عزیزمون سحر هستش.

7 - همین دیگه، همیشه خوش باشید. ;)

نظرات
رمان های پیشنهادی