دانلود رمان از این به بعد نسخه آندروید, جاوا, EPub و PDF

  • نام رمان : از اين به بعد
  • نویسنده : fati-j-77 کاربر نودوهشتیا
  • صفحات : پرنیان 760 صفحه و پی دی اف 200 صفحه

دانلود رمان از این به بعد نسخه آندروید, جاوا, EPub و PDF

خلاصه داستان : ساحل يه دختر 17 ساله ي مغرور و شيطون و فوضوله كه پدر مادرشو خيلي وقته از دست داده و حالا با مادر بزرگش زندگي ميكنه و داييش خرجشو ميده.. داستان از اونجايي شروع ميشه كه براي سال سوم به دبيرستان جديدي ميره كه دقيقا روبروي دبيرستان پسرونست و با آرمان آشنا ميشه و اين سرنوشت عجيبي رو براش رقم ميزنه كه باعث ميشه...

دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان آندروید

قسمتی از قلم نویسنده : -داييييييييييييي من نميخوام برم مدرسه جديد آخه شوصون بار گفتم بازم ميگم قول ميدم ديگه كرم نريزم بخدا ديگه ماشين معلمارو پنچر نميكنم توي چايي حاج فيروز هم زردچوبه حل نميكنم دايي قول ميدم ديگه حتي از ديوار مدرسه هم بالا نميرم دايي جوني ببين قول دادم .ساحله و قولش.
--واي چقدر حرف ميزني تو دختر.همين كه گفتم نه و نو و اگه و اما نداريم.انگار نه انگار كه 17 سالته عين يه دختر بچه ي 7 ساله رفتار ميكني. -دايي جون آخه من كلي جون كندم پدرم دراومد تا تونستم موجودات فضايي (معلما)اين مدرسه رو بشناسمو نقطه ضعفشونو پيدا كنم تا بتونم اذيتشـ.........نه .....چيزه ....منظورم اينه كلي سختي كشيدم تا فاميلي معلماي همين مدرسموبلد بشم حالا بايد برم يه مدرسه ديگه؟دااااييي ...
--بله بله؟؟؟چي ميشنوم؟؟؟ببين ساحل اگه بخواي توي اين مدرسه ي جديدتم همين رواني بازيا رو دربياري و بخواي باز بقيه رو اذيت كني من ميدونم و تو دايي....اين دفه هم شوخي ندارم......
-آخه....
--آخه و اما و اگر نداريم.همين كه گفتم...حالام دستتو از دور گردنم باز كن برو درست به صندلي تكيه بده داريم ميرسيم....خانوم و با وقار باش...
ايييييييش همش اين دايي همينطوريه...هر موقع ميام خرش كنم.....چيزه منظورم اينه كه خرش نكنم....نه ....درواقع گاوش كنم...اهههههههه به من اصطلاح گفتن نيومده.........خلاصه همش ميگه اما و اگر آخه و چرا و كلا ضماير و صفات پرسشي –تعجبي رو نداريم........
ترجيح دادم به گفتن يه ايش اكتفا كنمو تكيه بدم به صندلي...
از يه طرف خوشحال بودم كه از اون دبيرستان قبل از ميلاد مسيحي راحت ميشم و ديگه هر روز اون نجفيان پير خرفت نيس كه بهم گير بده.از يه طرفم ناراحتم چون من تا وقتي اونجا بودم نقطه ضعف همه رو حتي مش غلوم پرتقالي سر كوچه رو ميدونستم و ميتونستم براحتي خودمو تخليه انرژي كنم ولي حالا چي ؟
درگير افكار خولو چليم بودم كه دايي گفت پياده شو يويو.....

دانلود رمان

دانلود رمان جدید

لینک های دانلود :
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - کتابچه [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - پرنیان [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar و Jad در فایل فشرده Zip [ دانلود ]
  • نسخه آندروید با فرمت Apk [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل و بدون فشرده [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل در فایل فشرده Zip [ دانلود ]
  • نسخه ePub برای آیفون و آندروید و ... [ دانلود ]
  • 8715 بازدید
  • جعفر
  • منبع
پیشنهاد مه تیک به کاربران آندرویدی

کاربرانی که از طریق وسیله ی آندرویدی خود اقدام به مطالعه رمانهای نسخه ePub می کنند نیاز به برنامه Moon Reader Pro دارند که ما نسخه کامل آن را بصورت رایگان در لینک زیر در اختیارتان قرار داده ایم. در این برنامه به راحتی میتوانید اندازه فونت، رنگ فونت، پس زمینه و سایر موارد را به دلخواه خود تنظیم کنید.

دانلود آخرین نسخه برنامه کتابخوان مون ریدر اندروید

این پست 2 سال پیش توسط جعفر ارسال شده: مثلا دانشجوی شیمی
حرفای خودمونی (حتما مطالعه شود)

1 - رمانهایی که از تاریخ خرداد 94 بر روی سایت قرار داده شده اند همگی توسط چند کاربر سایت آماده میشوند و برایمان ارسال میشود، نویسنده هایی که قصد چاپ رمان را دارند بدون هیچگونه بی احترامی و رفتار تند و ناخوشآیند ما را در جریان قرار دهید.

2 - در صورتی که رمانی را تایپ کرده اید و قصد انتشار آن را در وبسایت مه تیک دارید از طریق قسمت تماس با ما اطلاع دهید.

3 - در قسمت نظرات سعی کنید مرتبط با موضوع دیدگاه بنویسید و از درخواست لینک رمانهای حذف شده و گذاشتن آدرس ایمیل، آی دی شبکه های اجتماعی، شماره و ... جدا خودداری کنید.

4 - اکثر رمانها از سایت نودوهشتیا بر روی سایت قرار داده میشوند که منابع و نام نویسنده در آنها درج شده است

5 - تمامی رمانهای سایت درخواستی کاربران میباشد، در مه تیک قبل از هر چیزی نظر کاربران در اولویت است.

6 - من توی تعطیلات تابستون هستم و ایران نیستم, توی این مدت سایت دست دوست عزیزمون سحر هستش.

7 - همین دیگه، همیشه خوش باشید. ;)

نظرات
mona گفته : ۱۳:۰۱ - ۱۳۹۴/۰۴/۲۳

سلام.روزبخیر.
لطفا رمان وقتی پدرم عاشق شد رو بذارید.
متشکرم.

    سحر بهبودی گفته : ۰:۵۰ - ۱۳۹۴/۰۴/۲۶

    متاسفانه نتونستم

mehrnoosh گفته : ۱۷:۰۷ - ۱۳۹۴/۰۴/۲۲

یه دختر که مادر نداشت یه روز با دوستاش میره بیرون ولی سگا دنبالشون میکنن و گوشی دختره گم میشه بعد برای پیدا کردنش راه رفته رو بر می گردن میبینن گوشی زیر یه ماشین افتاده از قضا سوییچ ماشین روشه و درشم باز تصمیم میگیرن ماشینو یه مقدار جابه جا کنن تا بتونن گوشی رو بردارن از زیرش ولی دوست دختره وقتی پشت رل میشینه ماشینو میدزده و میره صاحب ماشینم که یه پسره بود این دختره رو به جای دوستش میگیره
اگه میشه بگین اسم این کتابه چی بود ممنون میشم

    سحر بهبودی گفته : ۰:۵۱ - ۱۳۹۴/۰۴/۲۶

    دوستان کسی میدونه دوستمون رو راهنمایی کنن

افسون گفته : ۲۲:۳۳ - ۱۳۹۴/۰۴/۲۱

سلام خسته نباشید لطفا جلد سوم رمان درنده تاریکی رو هر چه زودتر بذارید متشکر

    سحر بهبودی گفته : ۰:۵۴ - ۱۳۹۴/۰۴/۲۶

    گذاشتیم عزیزم

رمان های پیشنهادی