دانلود رمان ... به سر شود نسخه آندروید, جاوا, EPub و PDF

سلام دوستان, معذرت به خاطر فعالیت این چند روزه… به زودی با مدیریت جدید فعالیت سایت بهتر میشه.

شاد باشید

  • نام رمان : ... به سر شود
  • نویسنده : Helga1980 کاربر نودوهشتیا
  • صفحات : پرنیان 1850 صفحه و پی دی اف 360 صفحه

دانلود رمان … به سر شود نسخه آندروید, جاوا, EPub و PDF

خلاصه داستان : هلنا مادرش رو تحویل آسایشگاه ميده٬ خسته از ماراتن زندگی٬ ولی خبری از آسایش نيست٬ با دزدی که از خونش می شه٬ آواره و دربدر کوچه خيابوها می شه٬ چون دیده که پسر صاحبخونه تو خونش پا گذاشته و حالا با این ادعا صاحبخونه جوابش کرده٬...

دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان آندروید

قسمتی از قلم نویسنده : نيم ساعتی می شد که تو ماشين منتظر بود٬ ذاتا آدم صبوری نبود٬ ولی وقتی صحبت از مامان افاق می شد انگاری ادم دیگه ای بود٬ خبری از عجله نبود٬خبری از عصبانيت و بی صبری نبود. عجيب٬بودن درکناش آرامش داشت. پياده شد تا قدمی تو حياط می زد آفاق جونم ریزه ریزه کارهاش رو می کرد و یواش یواش 5 تا پله ایوان رو پایين می اومد٬ دیگه این برنامه رو از بر بود ولی خيالی نبود ٬ معطل موندن تو این محل جایی که عين 32 سال عمرش رو توش گذرونده بود روح بخش بود٬ نگاهی به پنجره های رو به حياط انداخت10 ٬ تا در مستطيلی 70 در 170 که بغل به بغل هم ایستاده بودند٬ رو سر هر کدوم یه نيم دایره ای پر شيشه های رنگی٬ لبه های پشت بوم کنگره کنگره با سه تا ستون مار پيچ روی ایوان٬ هر باردرد پای آفاق جون اوج می گرفت همه به فکر تغيير محل زندگی می افتادند ولی باز دست ودل هيچ کدوم پيش نمی رفت٬ خود افاق جونم عاشق قدم برداشتن رو این پله ها بود٬عاشق آخ آخ گفتن و پایين اومدن٬ دو سالی می شد که تو ایوون پشتی یه چيزی شبيه پله برق واسه اش کار گذاشته بودند ولی سر جمع 1 هفته هم استفاده نشده بود٬از زیر طاقی داربست درختهای مو رد شد٬ زمستون سردی بود٬ همه شمعدونی ها رو برده بودند تو زیر زمين٬ بقيه درخت و درختچه هارو هم پلاستيک پيچ کرده بودند٬ ولی این مو های بيچاره تو سر ما و گرما سرشون بی کلاه می موند٬
با صدای آفاق از افکارش کنده شد
آفاق: بریم پسرم؟
ارسلان: آفاق خانم بنده در خدمتم
آفاق: خير ببينی عزیزم٬شرمندتم٬ این نذر منم شده دردسر٬ دیوار توام که عزیز دلم از همه کوتاه تره
ارسلان: این چه حرفی عزیز٬ حالا گيرم هفته ای 3 ساعتم من در خدمت شما باشم٬ هنوز مونده جبران یه عمر زحمتهایی که شما واسه من و اردلان کشيدین بشه٬ حالا بابا به کنار
آفاق: عزیزم مادر هر کاری واسه بچه می کنه وظيفه اش٬ هرکاری واسه نوه هم می کنه مثل قند و نبات شيرینه٬ هر کاری کردم واستون واسه دل خودم بوده٬ کيف اش رو بردم٬
ارسلان:منم کيف می کنم هفته ای یه بار پا درکاب شما باشم
آفاق: عاقبت به خير شی
با بستن در ماشين آفاق شروع کردبه تسبيح چرخوندن و دعا خوندن٬ زمزمه می کرد و گاهی تری چشمهاش رو با گوشه چادرش می گرفت٬گاهی به دور و برش فوت می کرد٬ گاهی آمين می گفت.
با رسيدن به امام زاده سر چرخوند سمت ارسلان: می خوای بری به کارت برسی٬ منم با ماشين دربستی ميام٬
ارسلان الله و اکبری گفت و سرچرخوند: ای بابا ما هر هفته باید این دیالوگ و تکرار کنيم
آفاق: چی چی؟
ارسلان: می گم شما چرا اینقدر تعارف می کنی عزیز من٬ من اگه نمی خواستم٬ واستون ماشين در بست می کردم خودم می رفتنم پی کارم٬ حتما دوست دارم٬ دلم می خواد که همراهتون می شم٬ بعد شما اینقدر با من تعارف می کنی٬ برین با دل سير زیارت٬ هر وقت خواستين برگردین ٬ بعدم لپ تاپش رو از صندلی عقب برداشت بازکرد: منم اینهاش٬ با این کار می کنم تا شما بياین٬ خيالتون تخت
آفاق سر تکون داد و پياده شد

دانلود رمان

دانلود رمان جدید

لینک های دانلود :
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - کتابچه [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - پرنیان [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar و Jad در فایل فشرده Zip [ دانلود ]
  • نسخه آندروید با فرمت Apk [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل و بدون فشرده [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل در فایل فشرده Zip [ دانلود ]
  • نسخه ePub برای آیفون و آندروید و ... [ دانلود ]
  • 13305 بازدید
  • جعفر
پیشنهاد مه تیک به کاربران آندرویدی

کاربرانی که از طریق وسیله ی آندرویدی خود اقدام به مطالعه رمانهای نسخه ePub می کنند نیاز به برنامه Moon Reader Pro دارند که ما نسخه کامل آن را بصورت رایگان در لینک زیر در اختیارتان قرار داده ایم. در این برنامه به راحتی میتوانید اندازه فونت، رنگ فونت، پس زمینه و سایر موارد را به دلخواه خود تنظیم کنید.

دانلود آخرین نسخه برنامه کتابخوان مون ریدر اندروید

این پست 2 سال پیش توسط جعفر ارسال شده: مثلا دانشجوی شیمی
حرفای خودمونی (حتما مطالعه شود)

1 - رمانهایی که از تاریخ خرداد 94 بر روی سایت قرار داده شده اند همگی توسط چند کاربر سایت آماده میشوند و برایمان ارسال میشود، نویسنده هایی که قصد چاپ رمان را دارند بدون هیچگونه بی احترامی و رفتار تند و ناخوشآیند ما را در جریان قرار دهید.

2 - در صورتی که رمانی را تایپ کرده اید و قصد انتشار آن را در وبسایت مه تیک دارید از طریق قسمت تماس با ما اطلاع دهید.

3 - در قسمت نظرات سعی کنید مرتبط با موضوع دیدگاه بنویسید و از درخواست لینک رمانهای حذف شده و گذاشتن آدرس ایمیل، آی دی شبکه های اجتماعی، شماره و ... جدا خودداری کنید.

4 - اکثر رمانها از سایت نودوهشتیا بر روی سایت قرار داده میشوند که منابع و نام نویسنده در آنها درج شده است

5 - تمامی رمانهای سایت درخواستی کاربران میباشد، در مه تیک قبل از هر چیزی نظر کاربران در اولویت است.

6 - من توی تعطیلات تابستون هستم و ایران نیستم, توی این مدت سایت دست دوست عزیزمون سحر هستش.

7 - همین دیگه، همیشه خوش باشید. ;)

نظرات
مهلا گفته : ۱۳:۴۰ - ۱۳۹۴/۰۷/۰۸

اخه اقا میثم بااینکه خارج از لیرانی چقده باادب نجیبی هرکه هرچی میگه تو انقد خوب جواب میدی خسته نباشی در گیر ادبتم

معصومه گفته : ۱۵:۰۴ - ۱۳۹۴/۰۶/۱۱

فکر کنم باید خوب باشه

masomeh گفته : ۲۲:۵۱ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۶

سلام خسته نباشیدچراسایتتون اینجوری شده صفحه قبلی که گذاشته بودین چی شدچراکتاب جدیدنمیزارین قبلاهرروز کتاب میذاشتین الان ۳روزه هیچ کتابی نذاشتین

    میثم گفته : ۱۷:۴۳ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۷

    ببخشید سرم شلوغ بود, باز سایت مث سابق میشه

baranam گفته : ۱۲:۵۲ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۶

سلام .چرا دیگه فعالیت نمی کنید ؟؟؟؟ کجایید آیا؟ ؟

    میثم گفته : ۱۷:۴۴ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۷

    کمی درگیر بودم, از این به بعد هستم

siran گفته : ۰:۲۰ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۶

سلام خوبین چرا رمان نمی ذارید خواهشا زود به زود بذارید. مرسی

    میثم گفته : ۱۷:۴۴ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۷

    امروز گذاشتیم

ونوس گفته : ۲۲:۲۷ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۵

سلام
چرا دیگه رمان نمیذارید
فعالیتتون کلا کم شده

    میثم گفته : ۱۷:۴۵ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۷

    از این به بعد هستیم

الهام گفته : ۱۴:۴۳ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۴

میثم جان چرا دیر دیر برامون رمان میزاری

    میثم گفته : ۱۷:۴۶ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۷

    کمی درگیر بودم

فاطمه گفته : ۱۴:۳۱ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۴

سلام مرسی از سایت خوبتون لطفا اگه میشه جلد دوم رمان در سکوت شب رو حتما بذارید من خیلی وقته منتظر جلد دوم این رمانم اگه میشه زودتر بذاریدش ممنون میشم

    میثم گفته : ۱۷:۴۶ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۷

    چشم

زویا گفته : ۱۳:۴۶ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۴

سلام لطفا رمان هاو ژینم از L.D.N رو بگذارید

    میثم گفته : ۱۷:۴۶ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۷

    چشم

سمیرا گفته : ۲۳:۵۵ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۳

سلام. رمانای خواب زده و آینه ای برابر آینه ات میگذارم رو اگه تونستین بذارین سایت دوستان بخونن. هر دو داستان فوقلعاده محشرن

    میثم گفته : ۱۷:۴۶ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۷

    داخل سایت هستش سرچ کنید

سمیه 61 گفته : ۲۲:۴۸ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۳

سلام چرا اینقدر سایت ضعیف عمل میکنه
حیفه اینجوری کلا سایت زیر سوال میره
خواهش میکنم رسیدگی کنید
ممنون

    میثم گفته : ۱۷:۴۶ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۷

    ببخشید درگیر بودم کمی

YAS گفته : ۲۲:۲۵ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۳

سلام.رمان دویل دل لطفاااااااااااااااااااا

    میثم گفته : ۱۷:۴۷ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۷

    گذاشتم امروز

سمانه گفته : ۲۱:۵۲ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۳

سلام خسته نباشید ….امکانش هست رمان ارتا رو توی این سایت بزارید ؟

    میثم گفته : ۱۷:۴۷ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۷

    چشم اگه پیدا کردم میذارم

Mahi گفته : ۱۶:۱۴ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۳

سلام
خسته نباشد
میشه لطفا خشت و ایینه هم بزارید هر چه زود تر…

    میثم گفته : ۱۷:۴۷ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۷

    این رمان برای فروش گذاشته شده, اگه بذارمش به نویسنده ضرر میزنم…

زویا گفته : ۸:۰۳ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۲

سلام
لطفا رمان های
خشت و آینه از b.hassani
دویل دل از مدیا خانم
رو بگذارید
ممنون

نیلوفر.م گفته : ۱۹:۴۱ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۱

سلام اقا میثم خیلی خیلی ممنون که رمان ها رو اینجا به این زودی پی دی اف میکنی ما باید خیلی تو نودهشتیا منتظر بمونیم تا رو صحفه اصلی بیاد ..
واینکه اگه ممکنه دوئل دل و خشت و ایینه رو هم بزارین
با تشکر….

    میثم گفته : ۱۷:۵۱ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۷

    خواهش , گذاشتم

محیا گفته : ۱۷:۳۶ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۱

آقا میثم لطف کن رمان خشت و آینه رو هم بذار…ممنون میشم….??????

    میثم گفته : ۱۷:۵۲ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۷

    نویسندش گذاشته واس فروش , نمیتونم متاسفانه

زهرا گفته : ۱۴:۲۶ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۱

خیلی ممنون آقا میثم
فقط چرا دیر به دیر اپدیت میکنی

رمان های پیشنهادی