دانلود رمان مونالیزا لبخند میزند نسخه آندروید, جاوا, EPub و PDF

Monaliza-Labkhand-Mizanad

  • نام رمان : مونالیزا لبخند میزند
  • نویسنده : زهره قدیری
  • صفحات : ۳۱۲

دانلود رمان مونالیزا لبخند میزند نسخه آندروید, جاوا, EPub و PDF

خلاصه داستان : داستان درباره ی خواهر و برادری هست که سالها قبل پدر و مادرشون به دست فردی ناشناس کشته شدند. چندوقت بعد شخصی به اتهام قتل این دو نفر اعدام میشه ولی اون قاتل اصلی نیست. این خواهر و برادر تصمیم میگیرند مستقل بشند و یه زندگی دور از خانواده ی پدری رو شروع میکنند. و همراه دوستانشون زندگی میکنندو در ادامه ی داستان شاهد برگشتن قاتل اصلی هستیم. و این معمای اصلیه داستان هستش که قاتل کیه؟ هدفش از این کار چی بود؟

دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان آندروید

قسمتی از قلم نویسنده : البوم خاطرات مامان رو گذاشتم کنار. با انگشتام چشمام رو مالش دادم… نمیدونم چرا اومده بودم سراغ این البوم… واقعا نمیدونم. روی مبل دراز کشیدم و با صدای بلند گفتم: چاره چیه اخه؟ زندگی همینه…همون موقع حامد سرشو از اتاق اورد بیرون و گفت:با کی بودی؟ -با مامان… در حالی که سرشو تکون میداد دوباره برگشت توی اتاق و گفت: چه دلی داری این البوم رو میبینی.. -حامد اینقدر نکش. میمیریا… هیچقوقت جواب نمیداد. وقتی بهش میگفتم سیگار نکش یا چپ چپ نگاه میکرد یا کلا انگار نمیشنید چی میگم. این روزا که بیشتر سرفه میکردم یا میرفت توی اشپزخونه و هود رو روشن میکرد و میکشید یا توی اتاق دم پنجره…. همیشه میدونستم یه البوم هست که عکسهای پدر و مادرم داخلش هست. اما هیچوقت سراغش نرفتم… هیچوقت. ولی این روزا عجیب هوس دیدن اون عکسها رو کرده بودم و دلیلش رو نمیدونستم… بلند شدم و رفتم توی اتاقش…. حامد با ژست خاصی داشت سیگار میکشید و تو این عالم نبود. رفتم محکم زدم به بازوی سفتش که خالکوبی داشت: کجایی برادر؟ -چرا اومدی اینجا؟ خوب الان دوباره نفست میگیره. با بیخیالی گفتم: خوبم بابا. تو چه فکری بودی؟ خاکستر سیگارشو تکوند و دوباره پک محکمی زد و گفت:نمیدونم این چندوقته پیمان چه مرگشه. خیلی کلافه س. روی مبل نشستم و گفتم:دیشب که خوب بود. -نه بابا خودشو اینجوری نشون داد وگرنه من میفهمم چقدر کلافه س. -حامد نکش تو روخدا. -خوب برو بیرون الان حالت بد میشه. -برا خودم نمیگم که برا تومیگم. دوباره محل نذاشت. همون موقع صدای زنگ بلند شد. یه نگاهی به هم انداختیم به معنی همون جمله معروف (کی میتونه باشه این موقع شب) حامد سیگارشو خاموش کرد و رفت به سمت ایفون منم با گوشیم که دستم بود به پیمان مسیج دادم:چی شده؟

دانلود رمان

دانلود رمان جدید

لینک های دانلود :
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - کتابچه [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - پرنیان [ دانلود ]
  • نسخه آندروید با فرمت Apk [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل و بدون فشرده [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل در فایل فشرده Zip [ دانلود ]
  • نسخه ePub برای آیفون و آندروید و ... [ دانلود ]
  • 2622 بازدید
  • جعفر
پیشنهاد مه تیک به کاربران آندرویدی

کاربرانی که از طریق وسیله ی آندرویدی خود اقدام به مطالعه رمانهای نسخه ePub می کنند نیاز به برنامه Moon Reader Pro دارند که ما نسخه کامل آن را بصورت رایگان در لینک زیر در اختیارتان قرار داده ایم. در این برنامه به راحتی میتوانید اندازه فونت، رنگ فونت، پس زمینه و سایر موارد را به دلخواه خود تنظیم کنید.

دانلود آخرین نسخه برنامه کتابخوان مون ریدر اندروید

این پست 2 سال پیش توسط جعفر ارسال شده: مثلا دانشجوی شیمی
حرفای خودمونی (حتما مطالعه شود)

1 - رمانهایی که از تاریخ خرداد 94 بر روی سایت قرار داده شده اند همگی توسط چند کاربر سایت آماده میشوند و برایمان ارسال میشود، نویسنده هایی که قصد چاپ رمان را دارند بدون هیچگونه بی احترامی و رفتار تند و ناخوشآیند ما را در جریان قرار دهید.

2 - در صورتی که رمانی را تایپ کرده اید و قصد انتشار آن را در وبسایت مه تیک دارید از طریق قسمت تماس با ما اطلاع دهید.

3 - در قسمت نظرات سعی کنید مرتبط با موضوع دیدگاه بنویسید و از درخواست لینک رمانهای حذف شده و گذاشتن آدرس ایمیل، آی دی شبکه های اجتماعی، شماره و ... جدا خودداری کنید.

4 - اکثر رمانها از سایت نودوهشتیا بر روی سایت قرار داده میشوند که منابع و نام نویسنده در آنها درج شده است

5 - تمامی رمانهای سایت درخواستی کاربران میباشد، در مه تیک قبل از هر چیزی نظر کاربران در اولویت است.

6 - من توی تعطیلات تابستون هستم و ایران نیستم, توی این مدت سایت دست دوست عزیزمون سحر هستش.

7 - همین دیگه، همیشه خوش باشید. ;)

نظرات
mona گفته : ۱۰:۱۹ - ۱۳۹۴/۰۶/۱۴

سلام.
شما قبلا همین که تایپ رمان تموم میشد میذاشتید روی سایت ولی الان میرید رمانها رو از نودهشتیا برمیدارد میذارید اینجا.مه تیک اینجوری نبود.ما رمانهایی رو اینجا می دیدیم که در هیچ سایت دیگری گذاشته نشده بود.
متشکرم.

فاطمه گفته : ۸:۱۰ - ۱۳۹۴/۰۶/۱۴

سلام!!!لطفا جلد دوم رمان در سکوت شب و شیفت خون اشامو هم بزارین.تشکر

جعفر گفته : ۲۰:۵۰ - ۱۳۹۴/۰۶/۱۳

سلام
طی چند روز آینده قرار میگیره
ممنون

YAS گفته : ۲۰:۲۵ - ۱۳۹۴/۰۶/۱۳

سلام.لطفا رمان دون جووانی و پشت کوه بزارین.مرسی

Mahi گفته : ۱۹:۳۵ - ۱۳۹۴/۰۶/۱۳

سلام…
خسته نباشید…
مرسی بابت رمانا…
میشه رمان دون جووانی رو بزارین…؟
ممنون…

رمان های پیشنهادی