wlbw_15_-_1_10

  • نام رمان : ال رویای زنده به گور
  • نویسنده : Fatima.N کاربر نودهشتیا
  • صفحات : 100

دانلود رمان ال رویای زنده به گور نسخه آندروید, جاوا, EPub و PDF

خلاصه داستان : خلاصه : الن کوچک ده ساله به گفته پدر و پزشکش به بیماری شیزوفرنی مبتلاست.. تحت نظر پزشک، در یک ویلای دور افتاده، به دور از دود و دم تهران و شلوغی هایش، با پرستارش زندگی می کند.. الن با درخت ها سخن می گوید، با گنجشک ها بازی می کند، برای دیوار ها و قاب های خانه داستان تعریف می کند.. الن می گوید که شب ها جغدش برایش لالایی میخواند! الن داستان زندگی درختان و پرندگان و جانوران را برای اطرافیانش تعریف می کند.. ولی هیچ کس حرف او را باور نمی کند.. جز ریحانه، پرستار مهربانش! به نظر پدرش الن بچه عجیبی ست.. پدرش نیرو و فهم و شعور فراتر از سن او را در او می بیند.. می داند که فرزندش بیمار نیست..! می داند که هیچ کس در سن او به این بیماری مبتلا نمی شود.. ولی ترجیح می دهد اینطور فکر کند.. به خصوص که جدیدا برادرش، عموی الن، گم شده و پدر الن ترجیح می دهد ذهنش را درگیر موضوعات دیگر نکند.. ولی حق با اوست.. الن موجود عجیبی ست! و این اواخر عجیب تر هم شده است! پدر الن در کمد او پیراهن مردانه ای کثیف و خاکی یافته است.. پیراهنی که عموی الن درست روزی که گم شد، به تن داشت...

دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان آندروید

قسمتی از قلم نویسنده : - اون یارو دوتا رو ندیدی؟ شاید ماشین لازم دارن.. مهرداد: کدوم دوتا؟ چی داری می گی؟ - همون دوتا آدمی که کنار جاده وایساده بودن.. رسیدم به همانجایی که آن دونفر باید می بودند.. ولی هیچ کس آنجا نبود..! مهرداد: من چیزی ندیدم! کوشن؟ با تعجب به دور و اطراف نگاه کردم.. - همینجا بودنا! مهرداد: پیاده شو.. پیاده شو من بشینم. بی خوابی زده به سرت خل شدی. مطمئن بودم چیزی که دیدم واقعی بود. حتی رنگ لباس هایشان را هم به یاد داشتم. لباس های گشاد و بلند، یکی به رنگ مشکی و دیگری قهوه ای .. فقط نمی دانستم کجا غیبشان زد؟ از خدا خواسته پیاده شدم و جایم را به مهرداد دادم. حس عجیبی داشتم و ذهنم درگیر شده بود.. مهرداد چیزی نمی گفت. من هم سکوت کرده بودم. معمولا ذهنم را درگیر چیزی نمی کردم، ولی این قضیه خیلی مشکوک و عجیب به نظر می رسید. هر چه سعی کردم از ذهنم دورش کنم نتوانستم... تقریبا به ویلا رسیده بودیم. از دور می توانستم ویلا را ببینم. با وجود تلاش های فراوانم، هنوز ذهنم درگیر آن دو نفر بود! وقتی رسیدیم مهرداد پیاده شد و گفت که من ماشین را پارک کنم. در های فلزی و بزرگ ویلا را باز کرد. ماشین را داخل بردم و پارک کردم. از ماشین پیاده شدم. همین که در را قفل کردم و برگشتم، الن پرید توی بغلم و از هیکلم آویزان شد: - عمـــو.. - جونم؟ سلام جیگر طلا..

دانلود رمان

دانلود رمان جدید

لینک های دانلود :
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - کتابچه [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - پرنیان [ دانلود ]
  • نسخه آندروید با فرمت Apk [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل و بدون فشرده [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل در فایل فشرده Zip [ دانلود ]
  • نسخه ePub برای آیفون و آندروید و ... [ دانلود ]
  • 4254 بازدید
  • جعفر
پیشنهاد مه تیک به کاربران آندرویدی

کاربرانی که از طریق وسیله ی آندرویدی خود اقدام به مطالعه رمانهای نسخه ePub می کنند نیاز به برنامه Moon Reader Pro دارند که ما نسخه کامل آن را بصورت رایگان در لینک زیر در اختیارتان قرار داده ایم. در این برنامه به راحتی میتوانید اندازه فونت، رنگ فونت، پس زمینه و سایر موارد را به دلخواه خود تنظیم کنید.

دانلود آخرین نسخه برنامه کتابخوان مون ریدر اندروید

این پست 2 سال پیش توسط جعفر ارسال شده: مثلا دانشجوی شیمی
حرفای خودمونی (حتما مطالعه شود)

1 - رمانهایی که از تاریخ خرداد 94 بر روی سایت قرار داده شده اند همگی توسط چند کاربر سایت آماده میشوند و برایمان ارسال میشود، نویسنده هایی که قصد چاپ رمان را دارند بدون هیچگونه بی احترامی و رفتار تند و ناخوشآیند ما را در جریان قرار دهید.

2 - در صورتی که رمانی را تایپ کرده اید و قصد انتشار آن را در وبسایت مه تیک دارید از طریق قسمت تماس با ما اطلاع دهید.

3 - در قسمت نظرات سعی کنید مرتبط با موضوع دیدگاه بنویسید و از درخواست لینک رمانهای حذف شده و گذاشتن آدرس ایمیل، آی دی شبکه های اجتماعی، شماره و ... جدا خودداری کنید.

4 - اکثر رمانها از سایت نودوهشتیا بر روی سایت قرار داده میشوند که منابع و نام نویسنده در آنها درج شده است

5 - تمامی رمانهای سایت درخواستی کاربران میباشد، در مه تیک قبل از هر چیزی نظر کاربران در اولویت است.

6 - من توی تعطیلات تابستون هستم و ایران نیستم, توی این مدت سایت دست دوست عزیزمون سحر هستش.

7 - همین دیگه، همیشه خوش باشید. ;)

نظرات
سمیه گفته : ۵:۱۹ - ۱۳۹۴/۰۷/۲۸

لطفا یکی جواب بده من دوتارمان دان کردم دقیق به بخش آخر که میرسه دیگه نوشته ای نیست

سمیه گفته : ۵:۱۳ - ۱۳۹۴/۰۷/۲۸

چرا صفحه آخر داستاناباز نمیشن نسخهapk

shirin گفته : ۲:۰۷ - ۱۳۹۴/۰۷/۲۲

سلام.خسته نباشید
چرا رمان نصفس؟

    جعفر گفته : ۲۰:۱۴ - ۱۳۹۴/۰۷/۲۴

    سلام
    فرمتی که دانلود کردین چی بوده؟

      shirin گفته : ۰:۲۸ - ۱۳۹۴/۰۷/۲۵

      APK بود فرمت
      چهار قسمت داشت ولی تا قسمت سوم نوشته شده بود

رمان های پیشنهادی