دانلود رمان عشق دردسر ساز نسخه آندروید, جاوا, EPub و PDF

دانلود رمان عشق دردسر ساز نسخه آندروید, جاوا, EPub و PDF

  • نام رمان : عشق دردسر ساز
  • نویسنده : زهرا.م
  • صفحات : ۴۸۷

دانلود رمان عشق دردسر ساز نسخه آندروید, جاوا, EPub و PDF

خلاصه داستان : داستان در مورد دختری به نام ساراست که عاشق داهی میشه وسه سال عاشقش میمونه و حتی بخاطر این عشق از درس و زندگی خودش هم میفته و حالا بعداز سه سال سوزان وارد زندگی داهی میشه و همه چیزو بهم میریزه، سارا قلبش میشکنه و تصمیم میگیره در مورد زندگی و این عشقش تصمیمی بگیره اما این تصمیمش زندگی خودشو داهی و سوزانو پدرشو تحت الشعاع قرار میده و همینطور زندگی آقازاده رو…

دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان آندروید

قسمتی از قلم نویسنده : پشت پنجره نشسته بود، دستاشو گذاشته بود زیر سرشو به خونه روبه رویی نگاه میکرد، به اتاق یه پسری که دو سه سالی میشد که دوسش داشت… با اشتیاق به اون پسر که داشت درس میخوند نگاه میکرد، اون پسر که متوجه نگاهای اون شده بود کلافه از جاش بلند شدو رفت دم پنجره وبلند گفت:آهای.. سارا. سارا جاخوردو صاف نشست… پسر ادامه داد:خسته نشدی اینقدر منو نگاه کردی؟ مگه توهم مثل من کنکور نداری؟ بشین درستو بخون. اینو گفتو پنجره رو بستو پرده رو کشید.. سارا لب برچیدو پشت به پنجره نشست… به پسره فکر کرد..به داهی..به اسم عجیبو غریبی که داره. داهی…به معنی باهوشو زیرک…داشت فکر میکرد که چقدر اسمش برازندشه….میدونست داهی هم برای سراسری و هم آزاد شرکت میکنه و قطعاً سراسری قبول میشه، غصّه اش گرفته بود که دیگه نمیتونست همیشه داهی رو ببینه، میدونست اونقدر خنگه که نمیتونه سراسری قبول بشه.. چشماش پراز اشک شد…نفس عمیقی کشیدو ازجاش بلند شد. شب که شد، اومد دم خونه تا کمی قدم بزنه، داهی هم برای آوردن آشغالا اومده بود، سارارو دیدوگفت:میدونستم، میدونستم درس خون نیستی،اومدی بازیگوشی؟. سارا نفس عمیقی کشیدو سعی کرد به خودش مسلّط بشه وگفت:نه، ناراحتم، این تابستون تموم بشه میریم دانشگاه ومن دیگه نمیتونم تورو ببینم، دلم برای کل کل کردن باتو تنگ میشه، وقتی تو بری سراسریو من آزاد تو دیگه نیستی تا تو درس کمکم کنیو منم هی بهت آویزون بشم. این دختر دراوج سادگی وچه راحت حرفهای دلش رو به زبون میاورد. داهی بی توجه به این سادگی گفت:اصلا تو دختر خنگ از کجا مطمئنی آزاد قبول میشی؟ چه اعتماد به نفسی. سارا اخم کردوگفت:آهای داهی…اینقدر منو مسخره نکن، قبول میشم، مطمئن باش..بهت ثابت میکنم. داهی پوزخندی زدوگفت:خواهیم دید. داهی اینو گفتو رفت، سارا که به رفتنش خیره شده بود آهی کشیدو رفت توی خونه. با خودش گفت:داهی حتی با لباسای خونه هم جذابه…با اون موهاش…چشمای درشتش، نگاه نافذش.

دانلود رمان

دانلود رمان جدید

لینک های دانلود :
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - کتابچه [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - پرنیان [ دانلود ]
  • نسخه آندروید با فرمت Apk [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل و بدون فشرده [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل در فایل فشرده Zip [ دانلود ]
  • نسخه ePub برای آیفون و آندروید و ... [ دانلود ]
  • 4608 بازدید
  • جعفر
پیشنهاد مه تیک به کاربران آندرویدی

کاربرانی که از طریق وسیله ی آندرویدی خود اقدام به مطالعه رمانهای نسخه ePub می کنند نیاز به برنامه Moon Reader Pro دارند که ما نسخه کامل آن را بصورت رایگان در لینک زیر در اختیارتان قرار داده ایم. در این برنامه به راحتی میتوانید اندازه فونت، رنگ فونت، پس زمینه و سایر موارد را به دلخواه خود تنظیم کنید.

دانلود آخرین نسخه برنامه کتابخوان مون ریدر اندروید

این پست 1 سال پیش توسط جعفر ارسال شده: مثلا دانشجوی شیمی
حرفای خودمونی (حتما مطالعه شود)

1 - رمانهایی که از تاریخ خرداد 94 بر روی سایت قرار داده شده اند همگی توسط چند کاربر سایت آماده میشوند و برایمان ارسال میشود، نویسنده هایی که قصد چاپ رمان را دارند بدون هیچگونه بی احترامی و رفتار تند و ناخوشآیند ما را در جریان قرار دهید.

2 - در صورتی که رمانی را تایپ کرده اید و قصد انتشار آن را در وبسایت مه تیک دارید از طریق قسمت تماس با ما اطلاع دهید.

3 - در قسمت نظرات سعی کنید مرتبط با موضوع دیدگاه بنویسید و از درخواست لینک رمانهای حذف شده و گذاشتن آدرس ایمیل، آی دی شبکه های اجتماعی، شماره و ... جدا خودداری کنید.

4 - اکثر رمانها از سایت نودوهشتیا بر روی سایت قرار داده میشوند که منابع و نام نویسنده در آنها درج شده است

5 - تمامی رمانهای سایت درخواستی کاربران میباشد، در مه تیک قبل از هر چیزی نظر کاربران در اولویت است.

6 - من توی تعطیلات تابستون هستم و ایران نیستم, توی این مدت سایت دست دوست عزیزمون سحر هستش.

7 - همین دیگه، همیشه خوش باشید. ;)

نظرات
Nazanin گفته : ۱۱:۰۷ - ۱۳۹۴/۰۷/۱۵

چرا یه مدته این سایت اینجوری شده؟؟؟؟؟؟

مینا گفته : ۱۰:۱۹ - ۱۳۹۴/۰۷/۱۵

چرا اینقدر دیر به دیر رمان می ذارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

nava گفته : ۱۹:۲۴ - ۱۳۹۴/۰۷/۱۴

سلام چرا اینقدر سایتتون کم کار شده..قبلا حداقل روزی یک رمان مگذاشتید

paniz1989 گفته : ۱۳:۴۷ - ۱۳۹۴/۰۷/۱۴

رمان خوبی بود

رمان های پیشنهادی