دانلود رمان پنج شنبه نسخه آندروید, جاوا, EPub و PDF

۵-Shanbe

  • نام رمان : پنج شنبه
  • نویسنده : hese_gharib
  • صفحات : ۱۴۹

دانلود رمان پنج شنبه نسخه آندروید, جاوا, EPub و PDF

خلاصه داستان : رمان در مورد سپیده ست دختری که تو بانک کار می کنه و زندگی آرومی داره اما اتفاقی میوفته که باعث میشه همه فکر کنن که اون یه قاتل ـه و یه فلشو دزدیده اما بعد متوجه می شن که نبوده ، بعدش سپیده میره تو همون باندی که دنبالش می گشتن و بعدش از اونجا بیرون میاد و آخرش معلوم میشه که خودش این کارا رو انجام نداده و خواهرش بوده که اونو اصلا نمیشناخته ، خواهرش اونو میدزده و در آخر با یکی از پلیسا ازدواج میکنه …

دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان آندروید

قسمتی از قلم نویسنده : -سپیده با تو هستما،کجا می ری ؟ نگهم داشت و رو به روم وایستاد و بهم خیره شد با حالت طلبکارانه ای گفتم -ها چیه ؟ -مثلا معذرت خواستما سرمو سمت دیگه ای برگردوندم و گفتم -با معذرت خواهی آبروی رفته م بر نمیگرده ،الان این پسرِ پیش خودش چی فکر می کنه تارا ؟ ها ؟ -میرم براش توضیح می دم با تندی گقتم -با توضیح چیزی درست نمیشه ،تموم حرفاتو شنید ! خواستم دوباره برم که باز دستمو گرفت -یه کاریش میکنم باشه ؟؟ یه کم بهش نگاه کردم و سری تکون دادم و رفتم سمت خیابون ،آب روریزی بزرگی شده بود و من اصلا نمی دونستم باید چی کار کنم ؟ اصلا با چه رویی دوباره سر کارم برگردم ؟ سوار تاکسی زرد رنگی که نگه داشته بود شدم ، اولین بارش نبود ، چند بار دیگه م تا مرز سوتی دادن رفته بود، اما ایندفه … حتی یادآوریش هم برام عذاب آور بود ،الان پیش خودش چه فکرایی که نمی کنه ؟!! سر خیابون پیاده شدم ، حوصله خونه رفتن و نداشتم ،مستقیم به سمت پارکی که نزدیک خونه مون بود رفتم و رو یکی از نیمکتا نشستم ، ساعت حدود ۲ بود و تقریبا کسی تو پارک نبود ،اعصابم واقعا بهم ریخته بود !منی که به پسر جماعت رو نمی دادم حال اینجوری باید بشه ؟!! وقتی رحیمی اونجور بهم زل زده بود می خواستم آب بشم تو زمین برم ! طبق معمول همیشه که وقتی من و تارا بیکار می شدیم و چون باجه هامون کنار هم بود امروزم داشتیم با هم حرف می زدیم ، مث همیشه تارا ،رحیمی رو سوژه کرده بود ، معاون بانک بود یه آدم از خود متشکر که فکر می کرد حالا چه کاره هست ! از شانس گَندمون هم حواسمون نبود این آقا بالاسرمون وایستاده وتارا هم داشت می گفت که آره خیلی به هم میاین و زوج خوبی می شین و منم مثِ همیشه به این مسخره بازیاش می خندیدم و سرموبلند کردم و با چهره رحیمی مواجه شدم و پوزخندی که مثِ همیشه رو لبش بود اما با این تفاوت که ایندفه پررنگ تر از همیشه بود ! سرمو با دو دستم گرفتم و چشامو بستم !

دانلود رمان

دانلود رمان جدید

لینک های دانلود :
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - کتابچه [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - پرنیان [ دانلود ]
  • نسخه آندروید با فرمت Apk [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل و بدون فشرده [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل در فایل فشرده Zip [ دانلود ]
  • نسخه ePub برای آیفون و آندروید و ... [ دانلود ]
  • 2541 بازدید
  • جعفر
پیشنهاد مه تیک به کاربران آندرویدی

کاربرانی که از طریق وسیله ی آندرویدی خود اقدام به مطالعه رمانهای نسخه ePub می کنند نیاز به برنامه Moon Reader Pro دارند که ما نسخه کامل آن را بصورت رایگان در لینک زیر در اختیارتان قرار داده ایم. در این برنامه به راحتی میتوانید اندازه فونت، رنگ فونت، پس زمینه و سایر موارد را به دلخواه خود تنظیم کنید.

دانلود آخرین نسخه برنامه کتابخوان مون ریدر اندروید

این پست 1 سال پیش توسط جعفر ارسال شده: مثلا دانشجوی شیمی
حرفای خودمونی (حتما مطالعه شود)

1 - رمانهایی که از تاریخ خرداد 94 بر روی سایت قرار داده شده اند همگی توسط چند کاربر سایت آماده میشوند و برایمان ارسال میشود، نویسنده هایی که قصد چاپ رمان را دارند بدون هیچگونه بی احترامی و رفتار تند و ناخوشآیند ما را در جریان قرار دهید.

2 - در صورتی که رمانی را تایپ کرده اید و قصد انتشار آن را در وبسایت مه تیک دارید از طریق قسمت تماس با ما اطلاع دهید.

3 - در قسمت نظرات سعی کنید مرتبط با موضوع دیدگاه بنویسید و از درخواست لینک رمانهای حذف شده و گذاشتن آدرس ایمیل، آی دی شبکه های اجتماعی، شماره و ... جدا خودداری کنید.

4 - اکثر رمانها از سایت نودوهشتیا بر روی سایت قرار داده میشوند که منابع و نام نویسنده در آنها درج شده است

5 - تمامی رمانهای سایت درخواستی کاربران میباشد، در مه تیک قبل از هر چیزی نظر کاربران در اولویت است.

6 - من توی تعطیلات تابستون هستم و ایران نیستم, توی این مدت سایت دست دوست عزیزمون سحر هستش.

7 - همین دیگه، همیشه خوش باشید. ;)

نظرات
رمان های پیشنهادی