دانلود رمان حس کمیاب نسخه آندروید, جاوا, EPub و PDF

حس کمیاب

  • نام رمان : حس کمیاب
  • نویسنده : ghazaal.t
  • صفحات : ۱۲۸

دانلود رمان حس کمیاب نسخه آندروید, جاوا, EPub و PDF

خلاصه داستان : یه خانواده به ظاهر آروم… سه تا جوون که همه جوره هوای هم رو دارن… سه هم خون… با ورود آدم های جدید زندگیشون میتونه متفاوت تر از قبل بشه… و البته جذاب تر… در ظاهر حس می کنید که شخصیت های اصلی آدم های زیادی خوش و بی دردی هستن اما با جلو رفتن داستان زندگیشون متوجه میشید که این جوری نیست….. این یه رمان عاشقانست اما زندگی یک نفر رو روایت نمیکنه, چون زندگیه شخصیت اصلیه داستان پیوند خورده با دو هم خونِش…

دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان آندروید

قسمتی از قلم نویسنده : -کی میره این همه راهو… چه جیگره این پسره! چشماش تو حلقم… جــــــون چه لبایی! وای قلبم واستاد…ته ریششو ببین تو رو خدا! هیکل چی میگه… قد و بالای تو رعنا رو بنازم! وای مامان جان من می خوامش… با خنده سر تکون میدم و بُرِس رو به سمت فرزان پرت میکنم تا شاید دست از اداهای دخترونه درآوردن برداره سریع جاخالی میده و میگه :- خب مگه دروغ میگم؟ بعد دوباره صداشو مثل دخترا نازک میکنه و ادامه میده: - اوووف چه اخم دلنشینی! ببخشید مستر شما همون استادی نیستی که دل همه دخترای دانشگاه رو برده؟ با خنده میگم: - چرا خودشم،این دیوونه هم برادر روان پریش بندست. فرزان:- هنوز فرق روان شناس و روان پریش رو نمی دونی اون وقت استاد مملکت شدی؟ وای به حال اون بدبختایی که دانشجوی تو هستن! با خنده میرم سمت کمد و تک کت مشکیم رو بر میدارم فرزان:- اون سرمه ای رو بردار به این پیرهن آبیه بیشتر می یاد! امروز باید تا می تونی دلبری کنی - مگه اولین باره که میخوام تو اون دانشگاه تدریس میکنم؟! دیگه همه من رو دیدن و میشناسن فرزان:- نه دیگه داداش! برای اولین بار که میری سر کلاس ترم اولیا, نمیدونی چه تیکه هایی هستن ! کت سرمه ای رو می پوشم و برای آخرین بار موهامو چک میکنم.کیفم رو بر میدارم و میگم: - بریم؟باز میخوای بشینی فک بزنی؟نیای باید با سواری. فرزان همراه من از اتاق بیرون می یاد فرزان:- حالا یه روز ماشینم خرابه ها!چه منتی هم میذاره سرم! تو راه همش به حرفای فرزان درباره ی مریضای جورواجورش گوش میدم.از بس برای من حرف زده که خودم یه پا روانشناس شدم. جلوی مطب که می ایستم چشمکی میزنه و میگه موفق باشی آقای جذاب! یه بوس هوایی برام می فرسته و میره سمت ساختمون. زیر لب “چندشی” نثارش میکنم و راه میوفتم سمت دانشگاه. ماشین رو تو پارکینگ پارک میکنم و وارد دفتر اساتید میشم که خانم سعادت با لبخند نزدیکم میشه سعادت :- سلام مهندس رادمهر روزتون بخیر

دانلود رمان

دانلود رمان جدید

لینک های دانلود :
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - کتابچه [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - پرنیان [ دانلود ]
  • نسخه آندروید با فرمت Apk [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل و بدون فشرده [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل در فایل فشرده Zip [ دانلود ]
  • نسخه ePub برای آیفون و آندروید و ... [ دانلود ]
  • 3207 بازدید
  • جعفر
پیشنهاد مه تیک به کاربران آندرویدی

کاربرانی که از طریق وسیله ی آندرویدی خود اقدام به مطالعه رمانهای نسخه ePub می کنند نیاز به برنامه Moon Reader Pro دارند که ما نسخه کامل آن را بصورت رایگان در لینک زیر در اختیارتان قرار داده ایم. در این برنامه به راحتی میتوانید اندازه فونت، رنگ فونت، پس زمینه و سایر موارد را به دلخواه خود تنظیم کنید.

دانلود آخرین نسخه برنامه کتابخوان مون ریدر اندروید

این پست 1 سال پیش توسط جعفر ارسال شده: مثلا دانشجوی شیمی
حرفای خودمونی (حتما مطالعه شود)

1 - رمانهایی که از تاریخ خرداد 94 بر روی سایت قرار داده شده اند همگی توسط چند کاربر سایت آماده میشوند و برایمان ارسال میشود، نویسنده هایی که قصد چاپ رمان را دارند بدون هیچگونه بی احترامی و رفتار تند و ناخوشآیند ما را در جریان قرار دهید.

2 - در صورتی که رمانی را تایپ کرده اید و قصد انتشار آن را در وبسایت مه تیک دارید از طریق قسمت تماس با ما اطلاع دهید.

3 - در قسمت نظرات سعی کنید مرتبط با موضوع دیدگاه بنویسید و از درخواست لینک رمانهای حذف شده و گذاشتن آدرس ایمیل، آی دی شبکه های اجتماعی، شماره و ... جدا خودداری کنید.

4 - اکثر رمانها از سایت نودوهشتیا بر روی سایت قرار داده میشوند که منابع و نام نویسنده در آنها درج شده است

5 - تمامی رمانهای سایت درخواستی کاربران میباشد، در مه تیک قبل از هر چیزی نظر کاربران در اولویت است.

6 - من توی تعطیلات تابستون هستم و ایران نیستم, توی این مدت سایت دست دوست عزیزمون سحر هستش.

7 - همین دیگه، همیشه خوش باشید. ;)

نظرات
masomeh گفته : ۲۱:۰۴ - ۱۳۹۴/۰۸/۰۷

متاسفم که اینومیگم ولی واقعا سایتتون افتضاح شده یعنی چی که سایت نودهشتیا هرکتابی رو میزاره شمام همونو میزارین قبلاحداقل روزی ۲کتاب جدید میزاشتین نظرکاربران که اصلا براتون مهم نیست چراکتاب جدیدنمیزارین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    جعفر گفته : ۰:۵۱ - ۱۳۹۴/۰۸/۰۹

    نویسنده عزیز سرشون شلوغه
    بهتر میش در اینده

رمان های پیشنهادی