نگاهی به رمان های مه تیک
رمان فارغ التحصیلی
4 سال پیش منتشر شده 20448 بازدید
رمان فارغ التحصیلی
دانلود رمان سوغات نسخه آندروید, جاوا, EPub و PDF
2 سال پیش منتشر شده 12348 بازدید
دانلود رمان سوغات نسخه آندروید, جاوا, EPub و PDF
رمان ترک های قلبم
2 سال پیش منتشر شده 15624 بازدید
دانلود رمان ترک های قلبم
رمان اگه بدونی
3 سال پیش منتشر شده 8640 بازدید
رمان اگه بدونی – نسخه PDF
مه تیک
3 سال پیش منتشر شده 2193 بازدید
درخواست همکاری
3 سال پیش منتشر شده 12546 بازدید
رمان پارلا
leidy
1 سال پیش منتشر شده 8262 بازدید
دانلود رمان لیدی نسخه آندروید, جاوا, EPub و PDF
دانلود رمان فرشته زال
خلاصه داستان :
فرشته دختر زالی است که طراح لباس است .زندگی آرام و نرمالی دارد که تمام مشکلات او درست زمانی شروع می شود که برادرش بعد از مدت ها از خارج بر می گردد و ...
ادامه مطلب
دانلود رمان لیلی عاشق است
خلاصه داستان :
رمان لیلی عاشق است داستان دختری ِ که نازپرورده و عزیز کرده ی خانواده ی خودش و خانواده ی خاله اش هست ! پدر و مادر لیلی بعد از ده سال دعا و درمان به لیلی رسیدن ! و شرایط ی که لیلی داره باعث بیش از حد بچه موندن ش شده ! داستان از تولد 18 سالگی لیلی و علاقه و وابستگی بیش از حد اون به پسر خاله اش شروع میشه ! شهاب (پسرخاله ی لیلی)در شرف ازدواج با همکار خودش سپیده ست اما باید دید واکنش اون به این همه وابستگی لیلی چیه ! و ایا اون هم حسی به لیلی داره ؟ شهاب 9 سال با لیلی اختلاف سنی داره و یه جورایی اونقدر همه ی مسئولیت های لیلی رو با میل خودش انجام داده که حکم برادر بزرگتر یا پدری به گردن لیلی داره ! و خانواده هاشون جز یه حس ساده ، هیچ حس دیگه ای رو بین لیلی و شهاب نمی تونن قبول کنن ! در این بین کمی هم به زندگی اطرافیان لیلی خواهیم پرداخت !
ادامه مطلب
دانلود رمان تیدا زاده نور یا تاریکی ؟
خلاصه داستان :
عظمت و شکوه نیاکانمان بر کسی پوشیده نیـست ، بارها و بارها ، از حکمـرانی حـق و حقیـقت پادشـاهی نیاکانمان شنیده ایم و نشانه هایش را در ستون های قد علم کرده پــارسـه (معروف به تخت جمشید) به چشم دیده ایم . تیدا هم مثل تو ! .. مثل ما ! ... حتی نزدیک تر از هر کسی به نسل ما ! .. هویتش را جایی جا نگذاشته که بخواهد پیدایش کند ! ... فقط نیازش به مــرور است و یــاد آوری ! اینجا بحث قانون و حق و عدالت نیـست ! حرف از ذات است و هویــت ! تیدا با مرور همه صفحات تاریخ خــاک خورده ، این عظمت را به چشم می بیند و معجزه وار به واسطه دروازه ملل ، به بهشتی موعود وارد می شود ، اسطوره های نامی سرزمینمان به پیشوازش می آیند و قطار حوادث با سرعت به سمتش ، مهربانی و عطوفت پادشاهی از خاندان پارسیان مجذ وبش می کند و این بار وجود پر عدالت دنیای پرشکوه نیاکانمان را تصدیق می کند . حقیقت آنجاست ... و عشق هم ! ... فارق از تمام بایـدها و نبایـدها ، این عشق را مـی پذ یرد ... اما مگر مـی شود بهشت موعــود مـار سیـاه و وسـوسـه طاووس نداشته باشد ؟! این بار مقابل سوالی ذاتی خود را پیدا می کند که ذاتش ... زاده نور .... یا تاریکی ؟

سلام دوستان, متاسفانه دیروز نتونستیم که براتون رمان بذاریم ولی امروز جبران میکنیم. در اولین پست امروز براتون یکی از بهترین رمانهای تموم شده ی امسال رو آماده کردم رمان تیدا زاده نور یا تاریکی که امیدوارم ازش لذت ببرید 😉

ادامه مطلب
دانلود رمان صفورا
خلاصه داستان :
صفورا قصه زندگی زنی ست از جنس شیشه و احساس ، یک فرشته زمینی که بالهایش در مسیر ناملایمات زندگی شکسته است ، او که در ابتدا دل در گرو عشق منصور دارد ، برای خود قصری شیرین میسازد از ارزوهای کوچک و بزرگ اما ، با ورود سایه هایی شوم از کلاغهای سیاه علی اباد ، به یکباره کاخ سپید رویاهایش ،به ویرانه ای تبدیل می شود ...

سلام دوستان عزیز مه تیکی ، امروز رمان صفورا رو براتون آماده کردم که رمان خوبیه و درخواستیه دوستان هم هست.

ادامه مطلب
رمان بهشت زندگی من
خلاصه داستان :
یکی از همین روزهایی که بیدار می شوی ممکن است یک باره همه چیز به هم بخورد... اتفاق بیاید و بیفتد...بند و بساط پهن کند وسط زندگی ات! آن وقت روزمرگی برود پی کارش و تو از ته دل از آن به بعد هر روز آروزیش کنی! سربلند کنی و ببینی دیگر کسی نازت را نمی کشد... یا کسی حواسش پیش تو نیست... یا اینکه ببینی ناغافل کلی مسئولیت پیدا کرده ای.. همه از تو توقع دارند از امروز بزرگ بشوی...نه به اندازه یک روز به اندازه چند سال! همه چیز ممکن است! بهشت زندگی من روایت زندگی پگاه نیازی یک دختر معمولیه که بعد از یک اتفاق ناگهانی تو زندگیش باید مسیر جدیدی رو شروع کنه....مسیری که شاید طول نامعلومی داشته باشه اما انتهای بسیار شفاف و روشنی داره...پگاه دلیل مهمی داره برای رها کردن مسیر تمام آروزهاش و علاقه هاش و اون دلیل می تونه دلیل زندگی خیلی از ما ها باشه.

سلام مه تیکیای عزیز, اولین رمانی که این هفته براتون آماده کردم رمان بهشت زندگی من که امیدوارم ازش خوشتون بیاد.

ادامه مطلب
دانلود رمان خاطرات برهنه
خلاصه داستان :
آرام برای فرار از وضع نابسامان خانوادش تلاش می کنه که مثل دوستش زهرا خوش باشه و خوش بگذرونه. درست و غلط راهی که در پیش داره یک طرف؛ وجود خانواده ای که به اصطلاح خوشبختی آرامو می خوان یک طرف. هر دوی این ها دست به دست هم میدن و آرامو تو تو مسیری هل میدن که پایانش طرح و صورتی خوشی نداره. آرام توی یه زندگی بی سر و ته؛ که به ظاهر پر از خوشبختی و در باطن پر از نکبته اسیر میشه. پایان این ماجرا رو مردی رقم می زنه. اون مرد کی می تونه باشه؟ اون مرد ...

سلام مه تیکیای عزیز, شبتون زیبا… امیدوارم فردا رو با انرژی شروع کنید و هفته ی خوب و شادی داشته باشید. امشب براتون رمان خاطرات برهنه رو آماده کردم که یه رمان فوق العاده زیبا و جذابی هستش، اگه این رمان رو نخونید معطل نکنید و سریع دانلودش کنید. 😉 شاد باشید…

ادامه مطلب
دانلود رمان تو را می خواهم

سومین رمانی که براتون آماده کردم رمان تو را می خواهم، درخواستی دوستان و امیدوارم رمان آپ نکردن دیروزم جبران شده باشه

ادامه مطلب
دانلود رمان یاس و شاپرک

دومین رمانی که براتون آماده کردم رمان یاس و شاپرک ، که درخواستیه دوستان عزیز هست و در ادامه میتونید دانلود کنید.

ادامه مطلب
دانلود رمان شعله دار
خلاصه داستان :

آرسام و سایدادر همسایگی هم زندگی می کنند سایدا دل در گرو عشق آرسام دارد و آرسام درگیر هواپرستی های پنهاسیت بین این دو آدم متضاد تفاوت یک چیز پیداست و تفاهم یک چیز ناپیدا..اما تفاهم هست وناپیداست وشاید تفاوت نیست و پیداست..در این میان وجه اشتراکیست در گذشته ی سایدا و آرسام.. وجه اشتراکی که هردو از ان بی خبرند و یک اتفاق این دو را به سمت گذشته و هویتشان سوق می دهد گذشته ای دفن شده در سال های جنگ.. در خطه ی ایلام ..

سلام مه تیکی های عزیز،رمان شعله دار رو براتون آماده کردم و به نظرم رمان خوبی باشه.امیدوارم خوشتون بیاد.

ادامه مطلب
رمان تنهاتر از تنها
خلاصه داستان :

خلاصه: تنهاتر از تنها داستان زندگی دختری به نام اروشاست که عاشق میشه. عشقی قوی و ریشه دار که این روزا نایابه, اما مگه نمیگن عاشق باید بهای سنگینی برای عشقش پرداخت کنه؟


مقدمه: آن روز که رفتی باران میبارید. صدای شکستن قلبم را نشنیدی که این چنین تنها گذاشتی آغوشم را؟ بعد از رفتنت آینه ها همه شکستند. خورشید دیگر طلوع نکرد. اسمان دیگر نبارید... امروز هم مانند تمام روزها در غروب کوچه به انتظارت نشستم که به ناگه بعد از مدتها باران بارید. قطرات باران صورتم را نوازش می کردند... کسی چه میداند؟ شاید در این لحظه باز هم عاشقی تنها شد.

سلام دوستان, امروز براتون یه رمان درخواستی و تازه از تنور در اومده رو آماده کردم 😉 رمان تنهاتر از تنها که اولین قلم این نویسنده ی جوون ماست.

ادامه مطلب
صفحه 19 از 64...10...16171819202122...3040...