دانلود رمان

رمان جذاب و جدید ایرانی و خارجی دانلود

دانلود رمان بوسه با طعم زیتون اثر الهام سادات pdf
خلاصه کتاب
آیدا و ژیوان از کودکی عاشق هم بودند، اما یک حادثه تلخ همه‌چیز را برهم زد. حالا ژیوان مجبور است او را تنها مثل یک خواهر ببیند در حالی که قلبش حقیقت دیگری فریاد می‌زند. آیدا با تمام وجود تلاش می‌کند عشق دیرینشن را به یاد ژیوان بیاورد، اما هر بار پس زده می‌شود و طرد شدن از طرف او، درد و ناامیدی را بر دلش می‌نشاند. ورود حسام دیوار سرد قلب ژیوان را می‌شکند و آتش عشق خاموش‌شده را دوباره شعله‌ور می‌کند، اما این تازه آغاز ماجراست. چرا که با حضور فرید، آیدا ناخواسته به دنیای خطرناک‌ترین باند خلافکاری ایران کشیده می‌شود؛ جایی که عشق، زندگی و مرگ در خطی باریک با هم تلاقی می‌کنند و هر تصمیم می‌تواند سرنوشت همه‌چیز را تغییر دهد… در این رمان شاهد رسیدن به بلوغ فکری یک زوج خواهیم بود
  • 115 روز پيش
  • عاطی
دانلود رمان بانوی اهورایی از مهدیه حبیبی فایل pdf
خلاصه کتاب
حنا دختری که برای انتقام خون خواهر دو قلوش وارد باند قاچاق دختر میشه تا انتقامش از رئیس اون باند که اسمش اهورا گذاشته بگیره تو اون باند لقب بانوی اهورا رو میگیره اما درست زمانیکه ...
  • 115 روز پيش
  • عاطی
دانلود رمان پرسه در خیال تو
خلاصه کتاب
آرش پس از سال ها دوری از وطن، به ایران برگشته، بطور کاملا تصادفی با معشوقه ی سال های نوجوانی اش که بر اثر نیرنگ اطرافیانش او را از دست داده، روبرو می شود، زنی متاهل، عاشق و در عین حال متعهد به عشق دیرینه اش. عشق، انتقام، هوس چون آتشی زیر خاکستر زبانه می کشد و همه را به کام می گیرد ولی در این میان زمانه بازی عجیبی شروع می کند تا این دو باز روبروی هم قرار بگیرند.
  • 115 روز پيش
  • عاطی
دانلود رمان قاتل معصوم اثر مهتاب ر نگارش قوی
خلاصه کتاب
افرا مودت زنی ک محکوم به قتل عمدی شوهرشه و شب اول بازداشتش توسط سرهنگ زندان ...
  • 115 روز پيش
  • عاطی
دانلود رمان یک شنبه غم انگیز از havva7 فایل pdf
خلاصه کتاب
مژده یه دختر معمولیه که داره تو سخترین موقعیت زندگیش ،گذشته اش رو مرور میکنه . از ازدواج اجباریش با پسر دوست پدرش به اسم حمید شروع میکنه که علی رغم اینکه بر خلاف میلش وادار به قبولش شده ،می خواد با چنگ و دندون ..
  • 115 روز پيش
  • عاطی
دانلود رمان سنگ هم خواهد شکست اثر شراگیم بدون سانسور
خلاصه کتاب
داستان زندگی تاراست که باباش خلافکار بوده باباش برای یه آدم کله گنده کار میکرده میمیره دختره رو همون آدم کله گنده میاره خونش دختره 6 سال تو خونه اون آدم میمونه پسر خلافکاره، آراد عاشق دختره میشه ایرج میخواست دختره رو بفروشه پسرش نمیزاره... دختره تو یه حادثه با یه پلیس به اسم دانیال آشنا میشه عاشق هم میشن و...
  • 115 روز پيش
  • عاطی
دانلود رمان وقتی تاریکی هنوز پابرجا بود از  ای. بی. پرانک فایل pdf
خلاصه کتاب
بزرگ شده در روستای کوچکی نزدیک به جنگل ارواح... لیسکا راداست می‌داند که جادو وحشتناک است و جادوگران، هیولا هستند. اما زمانی که لیسکا قدرت‌های خود را با پیامدهایی ویرانگر آزاد می‌کند، گرفتار نگهبان شیطانی جنگل ارواح؛ لشی، می‌شود که به او پیشنهادی می‌دهد: یک سال بندگی در ازای یک آرزو. لیسکا به عمارت در حال فروپاشی لشی برده می‌شود و به زودی ریشه‌های شوم معامله را کشف می‌کند. و اگر بخواهد آن سال را زنده بماند و به خانه بازگردد، باید اسرار میزبان خود را کشف کند و با ارواح گذشته او روبه‌رو شود.
  • 115 روز پيش
  • عاطی
دانلود رمان ملکه ی چهار قصر pdf
خلاصه کتاب
دلوین، دختری که برای فرار از گذشته تاریکش به شهر کوچکی نقل مکان میکند، ناخواسته توجه چهار برادر مرموز و تاثیرگذار را جلب میکند. هر کدام از آنها به روشی خود قصد دارند او را به دست آورند، اما رازی که هر پنج نفر را به هم گره زده، بسیار عمیقتر از یک عشق ساده است.
  • 115 روز پيش
  • عاطی
دانلود رمان عطر تنت اثر ملودی pdf
خلاصه کتاب
کسی را دوست بدار که دوستت دارد حتی اگر غالم درگاهت باشد و دست بکش از دوست داشتن کسی که دوستت ندارد، حتی اگر سلطان قلبت باشد دریا برای مرغابی تفریحی بیش نیست، اما برای ماهی زندگیست برای کسی که دوستت
  • 115 روز پيش
  • عاطی
دانلود رمان پیله شیطان پروانه شد از فاطمه عبدی فایل pdf
خلاصه کتاب
شروع به دست و پا زدن کردم بچه های هم سنم قهقهه می زدند و می خندیدند؛ فکر می کردند این هم یک بازی است قطره های اشکم روی گونه هایم می ریختند، قفسه سینه ام از بی هوایی می سوخت دست هایم آن قدر به طناب پوسیده چنگ زده بودند که ناخن هایم زخمی وخون مرده شده؛ شدیدا می سوختند، دوباره دست از عقب بردن طناب که کشید پاهایم که به زمین رسیدند عمیقا هوا را به سینه های تشنه از هوایم کشیدم همین باعث سرفه های عمیقم شد نمی دانستم چرا خواهرم این کار را با من می کند، چرا مرا مثل ماهی از آب بیرون می اندازد و نفس های آخرم که می شد مرا دوباره زنده می کرد و به دریای بیکران اکسیژن بر می گرداند چرا بچه های دیگر می خندیدند کسی او را سرزنش نمی کرد! شاید بخاطر این که دردم را حس نمی کردند...
  • 115 روز پيش
  • عاطی
موضوعات
درباره سایت
دانلود رمان
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.