خلاصه کتاب
اوینا در خوابهایی عجیب، خواهرش را میبیند که چیزی را پنهان میکند. این خوابها با سفر به کردستان و دیدار با پسری که گذشتهای مشترک با خواهرش دارد، رنگ واقعیت میگیرند. اوینا درمییابد که مرگ خواهرش شاید حاصل یک تصمیم نبوده، بلکه نتیجهی فشارهایی بوده که هیچکس دربارهشان حرف نزده.